تبلیغات
سید هاشم رضوی (فاران) - حضرت ابالفضل العباس علیه السلام (2)
 
سید هاشم رضوی (فاران)
خدایا چنان کن سرانجام کار/ تو خشنود باشی و ما رستگار
درباره وبلاگ


الحمدلله رب العالمین، الصلوة و السلام علی رسول الله و علی اله ال الله لاسیما بقیة الله

مدیر وبلاگ : سید هاشم رضوی
نویسندگان
نسل مبارک حضرت ابالفضل ـ علیه السلام ـ  از فرزندی به نام عبیدالله ادامه یافته است. عبیدالله فرزندی داشته به نام حسن که او 5 پسر داشته است. بنابراین حسن نوه ی قمر بنی هاشم و فرزندان او که نسل چهارم به شمار می آیند عبارت است از:
  1. عبیدالله بن حسن بن عبیدالله بن العباس

  2. ابراهیم بن حسن بن عبیدالله بن العباس

  3. حمزه بن حسن بن عبیدالله بن العباس

  4. فضل بن حسن بن عبیدالله بن العباس

  5. عباس بن حسن بن عبیدالله بن العباس

  •  این افراد از شجاعت، فصاحت، فقاهت، شعر و ادبیات برخوردار بوده اند که برخی از آنان تمام یا بخشی از این امتیازات را در سطع عالی دارا بوده و حتی بعضی از آنان منصب هایی مثل امارت و قضاوت داشته اند.

  • نوشته اند که حمزه بن حسن بن عبیدالله بن العباس بسیار به امیرالمؤمنین  ـ علیه السلام ـ شباهت داشته است.

  • هم چنین محمد بن علی بن حمزه (نسل ششم) ساکن بصره و از علمای مشهور، شاعر و محدثی بوده که از امام رضا و امامان پیش ترـ علیهم السلام ـ احادیث زیادی نقل کرده است. او از امام هادی و امام عسکری ـ علیهما السلام ـ نیز روایت نقل کرده است.

  • عبدالله بن عباس بن حسن (نسل پنجم) عالم و شاعر بوده و در نزد مأمون دارای احترام بالایی بوده که او را الشیخ بن الشیخ می خوانده است.

  • محمد بن حمزه (نسل پنجم) از اسخیای معروف بوده و به سال291 هجری قمری در طبریه به شهادت رسیده به طوری که فرزندان او را بنو الشهید نام نهاده اند. ابن شهر آشوب در مناقب فرزندی از اباالفضل به نام محمد را از شهدای کربلا شمرده و بعضی دیگر قاسم فرزند حضرت عباس را جزو شهدای کربلا دانسته اند.

  • در مورد شجاعت و دلاوری قمربنی هاشم ـ علیه السلام ـ سخن بسیار است. نوشته اند او مبارزی نامدار، آشنا به علوم و فنون نظامی، با جرأت و نیروی رزمندگی بوده که این ویژگی ها را از پدر خود حیدر کرار به ارث برده بود. یکی از رجز های قمر بنی هاشم ـ علیه السلام ـ در روز عاشورا این است:

                  وَاَللهِ اِن قَطَعتُموا یَمِینِی                    اِنِّی اُحامِی اَبَدًا عَن دِینِی

                  وَعَن اِمامٍ صادِقِ اَلیَقِینِ                    نَجلِ اَلنَبِیِّ اَلطّاهِرِ اَلاَمِینِ

 

  • رجز دیگر آن حضرت این است:                

                 یا نَفسُ لا تَخشی مِنَ اَلکُفّارِ               وَ اَبشِــرِی بِرَحمَةِ اَلجَبّارِ

                 قَد قَطَعُــوا  بِبَغیِهِــم یَسارِی                فَاَصلهِم یا رَبِّ حَرَّ النّــارِ

 

  • جایگاه قمر بنی هاشم ـ علیه السلام ـ چنان است که حضرت ابی عبدالله الحسین ـ علیه السلام ـ و قتی می خواهد او را به مأموریت آوردن آب از شریعه اعزام نماید می فرماید:« ارکب بنفسی انت یا اخی... ». تأمل در عبارت «بنفسی انت» گویای مقام بی بدیل حضرت عباس ـ علیه السلام ـ می باشد.

  • در شهادت قمر بنی هاشم امام حسین ـ علیهماالسلام ـ فرمودند: الان انکسر ظهری و قلت حیلتی و اضیعتاه بعدک یا اخی.

  • حضرت عباس ـ علیه السلام ـ پس از قطع دست راست و دست چپ، مشک آب را بر دهان گرفت و به نبرد ادامه داد تا این که توسط زید بن ورقاء حنفی و حکیم بن طفیل سنانی با ضربت عمود آهنین به شهادت رسید. در کتب روائی آن حضرت را شصت و هشتمین شهیدکربلا می‌داند.

  • در مورد چگونگی شهادت قمر بنی هاشم ـ علیه السلام ـ قول مشهور این است که در متن زیر بیان شده است.

      

  • دست های بریده

    کربلا بود و صدای العطش کودکان. آب در چند صد متری و سقا بی تاب که چه باید کرد؟! یادش آمد برایش گفته بودند، عباس؛ وقتی تو به دنیا آمدی، پدرت علی بر دستانت بوسه می زد و می گریست. او روزی را به یاد آورد که پدر در بستر شهادت وصیت می کرد و دست برادر را در دستش نهاد و فرمود: «عباسم حسین و عاشورا را به یاد داشته باش». بی  صبرانه سوار بر اسب، شمشیری در دست و مشکی بر دوش، آهنگ فرات نمود، رفت تا از بین هزاران شمشیر از نیام بیرون آمده، آبی به دست آرد و کودکان تشنه ی برادر را به جرعه ای سیراب سازد. او را احاطه کردند، می دانستند که اگر آب به خیمه گاه حسین ـ علیه السلام ـ برسد غلبه بر آن ها دشوار می شود، تیرها به طرفش انداختند، بر او حمله بردند، اما او که شجاعت را از علی به ارث برده بود، مردانه می جنگید، آنان را متفرق می کرد، به خاک هلاکت می افکند تا قدم به شریعه ی فرات گذاشت. چشم به آب داشت، زبان خشکیده و لب های سوخته به حرکت در آمدند، هر دو دست به زیر آب رفت، پراز آب ، بالا آمد، جلوی دهان... آی عباس چه می کنی؟! می خواهی آب بنوشی...؟! تشنگی حسین ـ علیه السلام ـ واهل بیت او را فراموش نکرده بود. آب را روی آب ریخت، از گوشه ی چشمانش که خیمه گاه را در لهیب آفتاب نظاره می کرد، قطره های مروارید جوانمردی در صدف بی مروت فرات جای گرفت. مشک را پر کرده بر کتف راست افکند و از شریعه خارج شد.

             به دریا پا نهاد و خشک لب بیرون شد از دریا               

             مروت بین جوانمـــردی نگر همت تماشـا کن

     خوشحال بود زیرا با آبی که فراهم آمده بود می توانست کودکان برادر را سیراب کند و مسئولیت سقایت را در عین عطش

     و تشنگی به پایان برساند و با عنوان «سقای لب تشنه ی دشت کربلا» پیامبر ـ صلی الله علیه و اله و سلم ـ را ملاقات کند.

 

پـر کـــرد مشک پس کفـــی از  آب بر گـــرفت                   

می خواست تـا که نوشــد از آب خوشـگـــوار

آمد  به یادش  از  جـگــــر تشنـــه ی حسیـــن                 

چون اشک خویش ریخت زکف آب و شد سوار

شــــــــد بـا روان  تشنــــــه ز  آب  روان  روان 

دل پر ز جــوش و مشـک به دوش آن بزرگــوار

کردند حمـله جمــله بر آن شبــــل مرتضـــــی          

یک  شیـــــر در میــانه ی گرگــــان بی شمــار

یک تن کسی نـدیــده و چنـــــدین هــــزار تیــر                  

یک گـــل کسـی ندیده و چنــدین هــــزار خـــار

 

دشمن از هر و او را محاصره کرده بود. یکه بر آن ها می تاخت و پیش می رفت. ناگهان کمین کرده ی پشت نخل بیرون جست، با تیغ شقاوت ضربه ای زد که دست راست علمدار کربلا را قطع کرد، دست بر زمین افتاد. مشک را به دوش چپ انداخت. شمشیر را به دست چپ گرفته و هم چنان می جنگید. کمین کرده ای دیگر ظاهر شده و این بار ضربتی دیگر، ودست چپش را بینداخت. مشک را به دندان گرفت، همت گماشت تا شاید سقایت را به نهایت برساند، ولی تیری که بر مشک نشست، همه ی امیدش را نا امید کرد، وتیر دوم که سینه ی او را هدف قرار داد، اسوه ی ایثار و شجاعت را از اسب به زمین انداخت. صدای زهرا ـ سلام الله علیها ـ را شنید که : وای ... پسرم عباس...!. او دیگرعنوان سیدی و مولای را به کار نبرد، بلکه فریاد برآورد که : برادر، برادرت را دریاب. وقتی امام حسین ـ علیه السلام ـ خود را به بالین برادر رساندند، ضربه ی عمود آهنین کار را به انجام رسانده بود، دستی بر کمر، ونگاهی به آسمان، گریستند و فرمودند: اَلانَ اِنکَسَرَ ظَهرِی وَ قَلَّت حِیلَتِی ـ اکنون کمرم شکست و نقشه ام نقش بر آب شد.

(این متن از کتاب «راهیان کربلا» اثر اینجانب نقل شد که سفر نامه ی اولین کاروان والدین شهدای دو، سه و چهار شهید استان خراسان رضوی است که در سال 1377 به کربلا مشرف شدند.)


  • ای ماه بنی هاشـم

ای ماه بنی هاشـم خورشیـد لقــــــا عباس

ای نور دل حیدر، شمـــــــــع شهـــدا عباس

ای از تو دلِ اطفــــال، روشن به امیــــــد آب

ای سـاقی غــم پرور، میــــزان وفـــا عبـاس

ای تشنــــه ی آب آور، ای کشتــه ی نام آور

ای صف شکن لشــکر، ســردار صفـا عباس

لب تشنه شدی در آب، لب دوخته برگشتی

جان را به لــب آوردی، با عین رضـــــا عباس

ای میـــــر علمــــداران، سقــــای وفـــاداران

در جمع فداکاران، بودی به ســـزا عبــــــاس

تو درس وفــــــا دادی، با دست جــــدا دادی

بی دست شدی رهـرو، در راه خـدا عبـــاس

با این همـــه درد و غـــم، مـا رو به تو آوردیم

دست همـه محــزون گیـر، از بهر خدا عباس

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

                             

  • ای ماه بنی هاشم               شهربانو نوحی

  • جانم به فــــدای تو، ای مــاه بنی هاشــم
    قربان وفـــــــــای تو، ای ماه بنـی هاشـم
    ای عبد مطیــع حق، حق داده تو را رونـق
    این است جزای تو، ای ماه بنی هــــاشـم
    تو ساقی عطشـــانی، سقّــــای یتیـمانی
    رحمت به صفای تو، ای مـاه بنی هـــاشم
    تو اصل منــــاجاتی، تو قبـله ی حاجـــاتی
    چشمم به عطای تو، ای ماه بنی هاشــم
    ای نور هـدی عبّاس، شمـع شهــدا عبّاس
    سوزم به عزای تو، ای مـــاه بنـی هــاشم
    هرگزنشود نومید، هـر کس به تـو روی آرد
    نازم به سخــــای تو، ای مـاه بنی هــاشم
    ای آب بقا عبّـــاس، خورشیــــد لقـا عبّاس
    مشتاق لقــــای تو، ای مـــاه بنـی هـاشم
    چون نیست مراتوفیق تا دست تو رابوسم
    بوسم کف پای تو، ای ماه بنـی هــاشــــم
    در موقف رستــــاخیـز زهـرا به تو می نازد
    این فخــــر برای تو، ای مـاه بنـی هاشـــم

                          

                            ادامه ی مطلب در قسمت پایانی تقدیم است.

 




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
شنبه 1 اردیبهشت 1397 02:06 ق.ظ
WOW juust whhat I wass seasrching for. Came hhere bby searching for depforce
پنجشنبه 4 آبان 1396 11:22 ق.ظ
It's really very complex in this busy life to listen news on Television, so I only use world wide web for that reason, and
obtain the most up-to-date information.
دوشنبه 16 مرداد 1396 01:22 ب.ظ
Aw, this was an extremely nice post. Spending some time and actual effort to create a good article… but what
can I say… I hesitate a whole lot and don't
manage to get nearly anything done.
دوشنبه 9 مرداد 1396 01:19 ق.ظ
Your style is so unique compared to other people I have read stuff from.

Many thanks for posting when you've got the opportunity, Guess I will
just bookmark this page.
جمعه 6 مرداد 1396 07:35 ب.ظ
I every time spent my half an hour to read this web site's content all the time along with a mug of coffee.
جمعه 6 مرداد 1396 07:55 ق.ظ
I'm not sure why but this web site is loading very slow for me.
Is anyone else having this issue or is it a problem on my end?
I'll check back later and see if the problem still exists.
دوشنبه 12 تیر 1396 11:59 ب.ظ
I am so happy to read this. This is the kind of manual that needs to be given and not the
accidental misinformation that is at the other blogs.
Appreciate your sharing this greatest doc.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
script>document.getElementById('mihan_page_advert').style.display='none';