تبلیغات
سید هاشم رضوی (فاران) - مکاتبه، نقد و پاسخگویی
 
سید هاشم رضوی (فاران)
خدایا چنان کن سرانجام کار/ تو خشنود باشی و ما رستگار
درباره وبلاگ


الحمدلله رب العالمین، الصلوة و السلام علی رسول الله و علی اله ال الله لاسیما بقیة الله

مدیر وبلاگ : سید هاشم رضوی
نویسندگان

متن زیر به منظور اطلاع رسانی به اعضا در گروه مجازی هم اندیشی کارکزاران حج و زیارت منتشر شد:

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

بسم الله الرحمن  الرحیم. الحمد لله والصلوة علی رسول الله و علی آله آل الله

سلام علیکم

تذکار: مسئولیت نوشتن و نشر این مطلب شخصی و متوجه این جانب است.

بعد از برگزاری مجمع عمومی شرکت مرکزی، فرصت پیدا کردم چند سطری جسته و گریخته، طنز و جدی، روی هم چیزهایی بنویسم. متن کامل آن را در وبسایت تقدیم کرده و برای مطالعه به آن جا ارجاع می دهم. اما فراز ابتدایی مقاله را اینجا ببینید:

اندر حکایت مجمع عمومی!

به نام خداوند «جان» و «خرد»/ کزین برتر «اندیشه» بر نگذرد

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

        دلمان خوش بود که مجمعی سر پا می شود، دوستان کارگزار دور هم جمع می شوند، هیأت مدیره از زبان ریاستش و بازرس محترم مستقل، گزارش می دهند، بعضی از کارگزاران را هم سؤالی، پرسشی، نظری، نقدی و خلاصه یک چیزی فرمایش می فرمایند. آخر جلسه هم با رعایت نزاکتی در خور و برابر اساسنامه تصمیماتی گرفته می شود. سپس از کیسه ی میهمان، نانی بر سفره خورده و دعایی نثار می شود.

         گزارس مستند و غمبار حادثه ی منا اگر چه برای کارگزاران زیارتی ارزشمند است، ولی کاش به این نکته هم توجه می شد که: «با خرابات نشینان ز کرامات ملاف / هر سخن وقتی و هر نکته مکانی دارد».

         پر کردن زمان محدود جلسه ی مجمع عمومی، باید طبق اساسنامه و شرایط شرکت مرکزی تنظیم شود. اگر نگوییم این زمان مشخص، دقتی به اندازه ی رعایت «حق الناس» می خواهد، دست کم به قدر رعایت کسانی که در هوای سرد و بارندگی از شهرستان ها آمده بودند، انصاف می طلبد.

         بگذریم که در سخنرانی تخصصی حوزه ی زیارت، چه سرفصل هایی تبیین و به ویژه با چه ادبیاتی مطرح شد، کلامی سر شار از قسم و آیه و آخرش هم تهدید که بازرسی مثل شیر، مراقب رعایت قوانینی است که رکود بازار در حقانیت آن تأثیری ندارد. در این مجمع فرمایشی، آدم معمولی چه رسد به کارگزار زیارتی، باید خودش را تابع و آرام نشان دهد، بنشیند گوش جان به گفتار گوینده بسپارد و فقط استفاده کند. گوش بدهد و دل بسپارد که اگر سه بار چه و چه بشود، مجوزش باطل می گردد. و بیچاره «کارگزار» که جز شنیدن و به فکر فرو رفتن و گاهی هم آهی سرد و سقلمه ای به گرده ی بغل دستی ... وبسایت:                          ....(S-H-RAZAVI. IR) (این بود مقداری از متن مقاله که در گروه مجازی تلگرام آمده است).

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

آقای مسعود مجردی مدیر حج و زیارت خراسان رضوی در همان گروه مجازی چنین پاسخ و نظر دادند:

متأسفانه مدیر گروه خود به مرامنامه ای كه تنظیم كرده عمل نكرده وباز هم مثل همیشه یكه به قضاوت رفته و مسیر راحت تحریك دیگران راپیشه گرفته بنا بر این این گروه خیلی زود از عدالت خارج و ره به ناكجا آباد گذاشته بنا براین باز هم بحث فرهنگ بهانه بود وبدون طرح سؤال وجواب هدف نهایی رو شد. لذا ضمن عذر خواهی از دوستان ازمشاركت در گروه معذورم و اگر اخراج نشوم نظاره گر خواهم بود ولی ای كاش گروه با زیبایی شعارهای زیبا و امیدواركننده ی اولین نگارش مدیریت آن پیش می رفت كه بهره ای برده شود و از این كه فاجعه ی منا برای غمخواران واقعی آن این قدرزود ملال آور شده متأسفم.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

من در گروه مجازی به دلیل انحراف از مرامنامه ی گروه عذر خواهی کردم

ولی پاسخ این جانب که فقط در این وبسایت تقدیم می شود چنین است:


جناب آقای مسعود مجردی

                     مدیر محترم حج و زیارت خراسان رضوی

سلام علیکم

تا مرد سخن نگفته باشد/ عیب و هنرش نهفته باشد.

وقتی صحبت از تأسف است، یعنی مطلبی به دلتان سنگین آمده یا یک اتفاقی افتاده که شما را نگران کرده است. بهتر آن است که موارد تأسف، به طور شفاف بیان و ذهن خواننده روشن شود، نه با بیان کلمات و عبارات چند پهلو، یا به عبارتی با کلی گویی و احتمالاً افتراء فرا فکنی و فقط ادعا کنید.

هنوز که دیر نشده، مرامنامه موجود و در اختیار همه ی اعضاست، بفرمایید کدام اصل یا کدام کلمه ی آن رعایت نشده است؟ شما بزرگی و راهنمایی کنید و مثلاً بگویید برابر فلان بند، مدیر گردن شکسته ی گروه، از مسیر اهداف یا از خط قرمز ممنوعیت ها عبور کرده است. آن وقت شما عنوان زیبای هدایتگر گروه را پیدا خواهید کرد و منحرف هدایت می شود. این که بهتر است، چرا زود به هم می ریزید و مانند آدم های زود رنج قهر می کنید؟

نوشتید: «مثل همیشه»! می پرسم یعنی مثل کی و کجا؟ من هر وقت نظری یا انتقادی داشته، آن را نوشته و در وبسایت موجود است و برای همیشه در دسترس و قابل مراجعه و قابل قضاوت است، شما هم گفته ها و نوشته ها و سحنرانی ها را منتشر کنید تا همه بدانند مثل همیشه چه کسی یکه تازی کرده و خود تنها به قضاوت نشسته یا فقط دوستان اطراف خود را به قضاوت گرفته، یا با اهرم فشار قدرت اجرایی علیه دیگران حکم صادر و سپس اجرا کرده است.

«مثل همیشه» یعنی همان زمانی که نامه ی شخصی مرا روی سایت دولتی حج و زیارت جهانی می کنید یا دست به قلم می برید و به استناد شهادت دروغ جمعی که جو گیر شرایط شده بودند، هرچه دلتان می خواهد می نویسید؟ سکوت من در آن زمان به معنای تسلیم یا قبول نظر اشتباه شما نبود و فقط از باب واگذاری موضوع به خدا ساکت مانده و می مانم. ولی دیگر ننویسید که «مثل همیشه» راه تحریک و راه به نا کجا آباد و از این قسم ادبیاتی که معرف شخصیت شما باشد، اتخاذ شده است.

بسم الله، همین سخنرانی روز پنجشنبه 8/11/93 را منتشر کنید. خوانندگان می دانند که من قضاوت نمی کنم، آن چه را اتفاق افتاده گزارش کرده ام، کدام کلام من دروغ یا قضاوت است؟ ولی چون از زاویه ی دیدی غیر از شما می نگرم، خیال می کنید قضاوت است، چون دوست دارید همه بشنوند، ببینند و تعریف کنند یا اصلاً دم بر نیاورند. فکر نکنید که من تنها چنین می اندیشم، شما به کسی اجازه نداده اید که حرف بزند. پیشنهاد می کنم یک گروه دو سه نفری را از خارج سازمان به کار بگیرید و پژوهشی را از طریق پرسشنامه انجام دهند تا نتیجه ی آن روشن کند که یکه تازی و یکه به قاضی رفتن در کجاها مصداق دارد؟

خیلی راحت است که که تهمت بزنید که این چهار تا کلام روشنگری، تحریك دیگران است! مگر نشنیده اید:« آن را که حساب پاک است/ از محاسبه چه باک است»؟ بعید است انسانی که کارش در روندی قانونی و اخلاقی پیش می رود، از بیان عملکرد یا گزارش کارها برنجد یا تمایل به علنی شدن آن را نداشته باشد. نقد کار ها که در مدیریت مدرن امروزی همان سیستم بازخورد است، چرا ناراحت می شوید؟ اصلاً چه اتفاقی افتاده که این طور بر آشفته اید؟ یک نظر داده شده است! گفتم در زمان دو ساعته ی مجمع عمومی، جای طرح و گزارش حادثه ی منا نبود. این نظر من است، کفر که نیست! خوب ممکن است دیگران هم چنین نظری داشته یا نداشته باشند. چرا عصبانی می شوید و با وام گرفتن از مظلومیت فاجعه ی منا، کار اشتباه خود را توجیه می کنید؟   

گروه، گروه مجازی است و همه ملاحظه می کنند که چه کسی چه می نویسد و به چه راهی قدم گذاشته است. عادلانه است یا ظالمانه؟ راه به جایی می برد یا گمراه می شود؟ البته که تذکر مرامنامه و شرایط اعلام شده ضروری است ولی طاق آسمان که پایین نیامده است! گروه مجازی یک هفته عمر دارد و در حال شکل گیری است و می بینیم که تعدادی از اعضا هنوز با شرایط اعلام شده منطبق نشده اند، خوب! اشکالات برطرف و کار درست می شود. کمی صبر و اندکی تأمل برای همین جا ها سفارش شده است.

در مورد گروه مجازی و عضویت افراد، من الآن پیشنهاد می کنم، هرکس با این نظر موافق است که گروه از خطوط قرمز خودش و از عدالت خارج شده و راه  به نا كجا آباد می برد، همین الآن خارج شود تا یک آمار فوری در دست داشته باشیم و یک کمی به خودمان بیاییم که حقیقت موضوع چیست؟ راه کج را از هر کجا برگردیم باز استفاده است. مگر بگویید همه ی اعضای گروه مثل من ره به نا کجا آباد می برند!

ولی جناب آقای مجردی، بدانید که به خدا قسم بحث فرهنگ بهانه نبوده و نیست، ممکن است تعریف ما و شما از فرهنگ متفاوت باشد، ممکن است اشتباه کنیم ولی قصد دیگری در کار نبوده و نیست. یک کمی فکر کنید که اگر تلنگری به جریان اداره ی امور بخورد، اگر یک دوستی انتقادی بکند، شاید عیبی از درون یک کاری هویدا شود که رفعش به نفع همه باشد، این کار فرهنگی نیست؟ چرا فکر می کنید هر کاری را که شما و تعریف کنندگان پر و پا قرص اطرافتان تأیید کنند، همان است و جز آن هیچ کار خوب دیگری وجود ندارد؟! والله به خدا قسم راه های متفاوت و مقرون به صرفه ای وجود دارد که این راه ها را من، تو، او، ما، شما و ایشان می دانم، می دانی، می داند، می دانیم، می دانید و می دانند و این همه آدم در حلقه های دوم و سوم دور شما کم نیستند.    

نوشتید و پیش بینی کردید که: «بدون طرح سؤال وجواب هدف نهایی رو شد» یعنی چه؟ شاید نگران سؤالاتی هستید که هنوز مطرح نشده است؟ نه به خدا قسم، ترسی ندارد، چرا که ما خود را جدای از حوزه ی مدیریت شما نمی بینیم ولی شما ما را به چشم بیگانه و راهیان ناکجا آباد تلقی می کنید، دلمان می گیرد و دست و پایمان می لرزد که وای! چه بر سر ما خواهد آمد. مجوزم لغو می شود؟ سهمیه های زیاد عتباتم کم می شود؟ از عمره ی نبوده محروم می شوم؟ مدیریت آخر خطی کاروان تمتعم اعلام نمی شود؟! در لیست سیاه سازمان حج قرار می گیرم؟! به حراست و واحد حقوقی احضار می شوم؟! و ...  الآن اعلام می کنم که اگر بیان این افکار و نوشتن این مقالات، با ساختار و شاکله ی حضورم در مجموعه ی کار گزاران منافات دارد، به ذات اقدس الهی از همه ی آن ها استعفا می دهم تا چنین موقعیت هایی دستم را دراز و زبانم را از بیان واقعیات کوتاه نکند. در دبستان به ما آموختند که: «غلام همت آنم که زیر چرخ کبود/ ز هر چه رنگ تعلق پذیرد آزاد است».

 کار فرهنگی یعنی تنویر نه تحریک! از شما که مدیریت و حقوق خوانده اید انتظار استادی داریم، این طور در اول راه مأیوسمان نکنید. ممکن است اشتباه کنیم ولی مطمئن باشید من شما را از آنانی که تملق می گویند بیشتر دوست دارم و به سعادت واقعی شما بیشتر می اندیشم. هر کس به شما به به و چه چه گفت، دوست شما نیست! ممکن است او راهی پیش گرفته باشد که سر از نا کجا آباد در آورد، آن وقت دیگران را هم با خود همراه و هم مقصد می کند! از نقد منطقی سازنده نهراسید، این به نفع شما و روند اداره ی امور حج و زیارت است.  

اتفاقاً شما به گروه مجازی خوب ورود پیدا کرده اید، امید وارم واقعاً مانند دیگران برای عضویت باشد. از اول هم توصیه ای به جا مطرح کردید و اکنون مشارکت یا عدم مشارکت شما، همان نقطه ی تحریکی مضمومی است که دارید گروه را منشق می کنید. بگذارید هرکس نظرش را بدهد، شما هم مشارکت کنید و ابهام، انحراف و تحریکات مسموم را با ادله بر طرف کنید. مطمئن باشید همان طور که از ابتدا شخصاً جناب عالی را به گروه فرا خوانده ام، اتفاقاً می خواهم باشید و بمانید، بخوانید، بنویسید و هدایت کنید و از هدایت گروه تعریف کنید، الآن هم همان است، دستش بشکند که شما را اخراج کند، الهی از نا کجا آباد سر در آورد که چنین ستمی را روا بدارد. ولی تحمل و تأمل چیزی خوبی است، یادمان نرود که «الناس کالمشط»، «کلکم راع و کلکم مسئول عن رعیته»، «المؤمنون و المؤمنات بعضهم اولیاء بعض یأمرون بالمعروف و ...» و «ان اکرمکم عندالله اتقیکم» ...  که همه ی ما موظف به رعایت آنیم و ان شاءالله برای چنین مقصدی تلاش می کنیم.  

اما فرافکنی حدی دارد، و خدا که شاهد و ناظر است، متن نامه و تفصیل آن هم موجود و برای همه و همه جا قابل رجوع است، کسی از گزارش فاجعه ی منا و آن هم برای غمخواران واقعی آن، ملول شده است؟ این انصاف است که این طور توپ را در زمین دیگری بیندازید؟ من نوشته ام جای این گزارش و تحلیل در مجمع عمومی نبوده است و برای این نظر ادله ی کافی دارم. این یعنی ابراز ملال؟ مگر هر کجا یک جلسه یا مجمعی تشکیل شد، همه چیز در آن مطرح می شود؟ پس تناسب موضوع و اهداف برگزاری جلسه چه می شود؟ حق کسانی که برای منظوری خاص اجتماع کرده اند چه می شود؟

اتفاقاً به نظرم رسیده است که یک نسخه از پاور گزارش را از شما بگیرم و روی آن مطالعه کنم تا در آینده مورد استفاده قرار گیرد، من در ابتدا تا انتهای گزارش اشکم جاری بود، دلم می سوخت و مانند بسیاری از حاضرین، با تسلطی که به ایام تشریق، مناسک حج و جغرافیای اماکن مشعر و منا دارم، بسیار استفاده کردم و حتی برای آن نظر اصلاحی دارم ولی ربطی به مجمع عمومی شرکت مرکزی ندارد. شما این گزارش را به شکل های مختلف و در مراسم گوناگون ارائه کرده و می کنید، اما اگر بنا باشد همین گزارش مستند زیبای کارشناختی سر پوش کار خیر دیگری قرار بگیرد، مصداق «کلمة حق یراد بها الباطل» می شود. من صراحتاً ادعا می کنم که شما کلمه ی حقی مثل فاجعه ی منا را وسیله قرار داده و به باطل انحراف جلسه ی مجمع عمومی از مسیر خودش مبادرت ورزیده اید. ما در مجمع عمومی برای نیم ساعت گزارش و اکل ماهیچه و شرب دوغ، گرد هم دعوت نشده بودیم. جا نخورید، فکر کنید و برای آینده که مدت کمی هم نخواهد بود، چاره اندیشی کنید.

در پایان اذعان دارم که به راستی مردد شده ام که گروه و طرز تفکر خود و دوستانی مانند آقایان مولوی پور، آبشناسان و باستان و دیگرانی که طرف مشورت و هم اندیشی بوده اند را برای وقتی دیگر بایگانی کنم و فعلاً متوقف شوم که از راه نا کجا آباد برگشته و دست کم سر جایم بمانم تا راهبری مثل اطرافیان شما دستم را بگیرد و به سر منزل مقصود ببرد یا از خر شیطان پیاده شده با تأمل راهم را ادامه دهم؟ بد جوری بر سر دو رراهی قرار گرفته ام!

بعضی از افراد می گفتند که شرایط در تعریف علمی مدیریت و سازمان، به گونه ای است که این کارها فایده ای ندارد، می گفتند که کار از ریشه عیب دارد، می گفتند که همه ی کارگزاران هم صدا نیستند، می گفتند که ای بابا همه جا همین طور است، می گفتند تخطئه می کنند، می گفتند با قدرتی که دارند گارد می گیرند، می گفتند و به خدا قسم می خندیدند که استبداد انتقاد و نظر را بر نمی تابد،... به خدا این ها حرف های همین کار گزاران است، حرف من نیست! حرف من این است که نقد منطقی، حرف حساب، کلام نیکو، طرح جالب و به طور کلی کار فرهنگی و هم اندیشی، اثر خود را دارد. ما مسلمانیم، این همه مقدسات دینی را با خود یدک می کشیم، در حوزه ای به این قداست و با اهمیت کار می کنیم، پس چرا و چرا و چرا ...  

                                                          (والسلام علی من اتبع الهدی)  

نوع مطلب : امور اداری و اجرایی حج، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
دوشنبه 16 مرداد 1396 08:46 ب.ظ
I was wondering if you ever thought of changing the
page layout of your blog? Its very well written; I love what youve got
to say. But maybe you could a little more in the way of content so people could
connect with it better. Youve got an awful lot
of text for only having 1 or 2 pictures. Maybe you could space it
out better?
دوشنبه 16 مرداد 1396 01:43 ب.ظ
A person essentially assist to make critically posts I might state.
That is the very first time I frequented your website page and thus far?
I surprised with the analysis you made to create this particular
post incredible. Magnificent job!
دوشنبه 16 مرداد 1396 06:27 ق.ظ
I have learn several just right stuff here. Certainly price bookmarking for revisiting.
I surprise how much attempt you set to create any such excellent informative website.
دوشنبه 9 مرداد 1396 12:25 ب.ظ
Thanks on your marvelous posting! I seriously enjoyed reading it, you are
a great author. I will ensure that I bookmark your blog and may come back at some point.
I want to encourage you to continue your great writing, have a nice morning!
یکشنبه 8 مرداد 1396 10:58 ب.ظ
Remarkable! Its in fact remarkable post, I have got much clear idea
regarding from this post.
جمعه 6 مرداد 1396 10:12 ب.ظ
Very quickly this web site will be famous amid all blogging and
site-building visitors, due to it's fastidious articles or reviews
جمعه 6 مرداد 1396 06:17 ب.ظ
Hi there everyone, it's my first pay a visit at this website, and piece of writing is truly fruitful in favor of me,
keep up posting such articles.
پنجشنبه 5 مرداد 1396 09:04 ب.ظ
I loved as much as you will receive carried out right here.

The sketch is tasteful, your authored material stylish.
nonetheless, you command get got an impatience over
that you wish be delivering the following. unwell unquestionably come more formerly
again as exactly the same nearly a lot often inside case
you shield this hike.
جمعه 30 تیر 1396 03:03 ب.ظ
I used to be suggested this blog through my cousin. I'm not sure
whether or not this publish is written through him as no one else
recognise such particular approximately my problem. You are wonderful!
Thanks!
دوشنبه 12 تیر 1396 09:47 ب.ظ
What's up i am kavin, its my first time to commenting anyplace, when i read this article i thought
i could also create comment due to this sensible paragraph.
دوشنبه 12 تیر 1396 09:43 ب.ظ
What's up i am kavin, its my first time to commenting anyplace, when i read this article i thought
i could also create comment due to this sensible paragraph.
شنبه 3 تیر 1396 05:10 ب.ظ
Wonderful blog! I found it while browsing on Yahoo News.

Do you have any suggestions on how to get listed in Yahoo News?
I've been trying for a while but I never seem to get there!
Thank you
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
script>document.getElementById('mihan_page_advert').style.display='none';