تبلیغات
سید هاشم رضوی (فاران) - دیدار با خورشید (2)
 
سید هاشم رضوی (فاران)
خدایا چنان کن سرانجام کار/ تو خشنود باشی و ما رستگار
درباره وبلاگ


الحمدلله رب العالمین، الصلوة و السلام علی رسول الله و علی اله ال الله لاسیما بقیة الله

مدیر وبلاگ : سید هاشم رضوی
نویسندگان

دیدار با خورشید                   قسمت دوم

وتوباید بدانی که می دانی، خورشیدِ نوربخش تو، غیر از خورشید آسمان زمینیان است. خورشید آسمان زمینیان نور دارد، گرما دارد، وجودش گرانبهاست، مولدِ نور و انرژی است اما خاصیت خطرناکی نیز دارد که اگر نزدیک شوی، گرمایش زننده است، داغ است، می سوزاند، خاکسترت می کند. این خورشید همان است که گفته‌اند: دوری و دوستی، دور باش و از نورش بهره ببر و از گرمایش استفاده کن و از انرژی بی هزینه‌اش زندگیت را بساز.

اما اینجا سخن دیگری است، خورشید مزور تو«نبی» و«امام»توست،  نورمی دهد، گرما می دهد، انرژی مثبت تولید می کند، بهایت را فزونی می بخشد، ولی هرگز داغ نمی کند، نمی سوزاند، خاکسترت نمی کند، چراکه ذات این خورشیدرا معنایی دیگر است. مادی نیست، خورشید منظومه‌ی شمسی نیست، خورشیدی است خدایی، درآسمانی که خدا برافراشته، آسمانی که به فراخور وسعتش، هر زمانی خورشیدی داشته است.

خورشید نخست هدایت، اول آفریده‌ی نوع بشر، آدم ابوالبشر، صفیّ مبارکی که آدم نام گرفت و به علم کل اسماء مجهز شد."9" و بعد کشتیبان نجاتبخشی که نبی الله نام داشت، انسان و ایمان و همه‌ی نیازمندی های او را صیانت کرد."10". نوبت به بزرگی رسید که حلّه‌ی خلّت برازنده‌ی قامتش بود وبادرنوردیدن همه‌ی ابتلائات مسیر، نشان امامت گرفت."11"سپس خورشیدمنوری که درتاریکی شب نوری دیدو به وادی مقدس طوی قدم نهاد وراهی سرکوب طغیان فرعون شد."12" آنگاه تششع خورشیدآسمان رسالت، ازگهواره‌ی نوزادی تابیدن گرفت که بندگی خدا وافتخار داشتن کتاب و مقام نبوتش رادرتاریکی گیتی جلوه گرساخت."13" وسرانجام که ظرف وجود،ظرفیت لازم را دارا شد، خورشیدعالمتاب خاتم طلوع کردواعجازرسالت رابه کلام هستی بخش خورشیدآفرین، ماندگار ساخت."14"دراین آفرینش و برانگیختگی، علیم و علمش، ناخدا و فهم عجیبش، خلیل و صبرعظیمش، کلیم و شجاعت تحسین برانگیزش و روح خدا با اعجاز زندگی آفرینش، همه وهمه در حب حبیب تجلی یافت و نازنین پیامبری که برای آسمانیان احمد ونزد زمینیان محمدش نامید، به تزکیه‌ی امت و تعلیم کتاب مأمور شد.  

پس او که لا اله الا هو، آسمان شریعت بنا می کند، در آسمان بنا شده خورشید هدایت می آفریند و بر اساس حکمت و رحمتش راه را به پایان و کار را به آخر می رساند. این چنین است که هدایت کامل می گردد، رسالت خاتمه می یابد و وحی منقطع می شود. اوآخرین خورشید هدایت گرش را با نورانیت تمام و کمال چنان به پرتو افکنی واداشت که هر انسانی در هر عصر و زمانی، اگر بخواهد می تواند راه تاریک مقصدش را تا نهایت روشن ببیند.

اما هر پدیده‌ای محدود و هرآفریده‌ای مجالی دارد."15" آنگاه که به سبب محدودیت مخلوق، انتقالش به عالم دیگر فرا رسید، یک سکه‌ی دو رو به امانت گذشت. سکه‌ای که یک وجهش«کتاب الله» و روی دیگرش«عترت»بود، و این دو، «دو» نیست که هر یک وجه دیگری از وجه اول همان پدیده است. از یکدیگر جدا نمی شوند که جدائی ناپذیرند و جدائی دو روی یک سکه یعنی نابودی هردو روی سکه."16"و تو اگر به زعم باطلت این دو را از هم جدا کردی! بدان که سکه‌ی قلب در دست داری. یک روی سکه، بدون روی دیگر، رایج نیست و در بازار ایمان اعتبار ندارد.  

کتاب، ورق است و مرکب و کلام مکتوب؛ قرآن صامت. ولی عترت بیان است و تبیین و تفسیر و کلام زنده؛ قرآن ناطق. و او که فرمود: «انا نحن نزلنا الذکر...»، حقیقت خورشیدی خورشید خاتمش را در عترت او تابانید تا فروغ آسمان بر افراشته‌ی شریعتش به خاموشی نگراید و کلامش کامل شود که «وانا له لحافظون»"17". چرا که هستی بدون خورشید نمی شود و هستی دین نیز خورشیدش «نبی» است که می رود اما خاصیت نورافشانیش را در«وصی»متجلی می سازد. ولایت شکل می گیرد و امامت بالاصاله میراث علی و فاطمه وحسن و حسین و فرزندان حسین می شود.

این امام که تو زائر اویی، از تبار همان خورشید و از گونه‌ی این خورشیدیان است. اگر به مدینه گذر کردی، در محضر خورشید تابناک رسالتی، اگر به نجف سیر کردی درشعاع نورانیت علی اعلی و اگر بقیع را درک کردی، در گستره‌ی انوار فاطمی و صبغه‌ی حلم حسنی و زلال راز و نیاز سجادی و علم وفضل و کرامت باقری و دانش و تدبیر و شرافت صادقی و اگر در دور دست، دستت به زمین لاله گون طف رسید، در بحر ولای پنجمین آنان با معیار چهارده و سومینشان با میزان دوازده، مبارک شده‌ای و چنان سرخوش و شیدا می شوی که درمسیر دور و دراز زندان بغداد، هرگز به بیراهه نروی و به گمراهی کشانده نشوی و اگر مشهدی شدی و به اینجا آمدی، در توس، در پرتوتابش سلامت فزای شمس شموس، خورشید خورشیدی، نورانیتی کامل و روشنی روشنی بخش تام و تمام یافته‌‌ای! چراکه بودند و هستند کسانی که از ابتدا در راه بودند ولی یا به بیراهه در افتادند یا در راه ماندند؛ و تو که به این دیدار نائل شدی وهرکه چون تو«ازبدحادثه»به این درگاه پناه آورد،بداندکه راه را خوب آمده و تا آخربه سلامت خواهدرفت. پس خوب آمدی، راه یافته‌ای و هر آنچه را خواهی یافته‌ای."18"

از همین جاست که می توانی جود خورشید جواد را و کاظمی دیگر از کاظمین را به زیارت همی خوانی که یا جواد الائمه ادرکنی، افق بیکران جودش، وجودت را می پوشاند و دامنه‌ی بی حد لطفش، هستی ات را هست می کند تا بتوانی بار سفر بربندی و سرزمین سامراء را در پیش گیری. به دیدار همزمان دو خورشید نائل گردی و از سرچشمه‌ی هدایت امام هادی و کوثر ولایت حسن عسکری سرمست شوی و بدانی که در«سرمن رأی»، فقط درحرم نیستی، درحریمی. در بیت امامی و در محل زندگی و رشد و امامت دو امام. در بارگاهی بار یافته‌ای و به دیدارخورشیدی نائل گشته‌ای که او در حریم شخصی خود آرام گرفته است. پس تو فقط زائر نیستی! میهمانی، میهمان هدایت امام هادی و ریزه خوار خوان احسان امام عسکری. از این رو تو «مسرور»می شوی چون همان«من»هستی که به «رؤیت» یعنی دیدار موفق شده‌ای.

فقط یک خورشید می ماند که در پشت ابر غیبت به «امن یجیبت ...» همی دل خوش کرده و دائم تو را می خواند که«انا غیر مهملین لمراعاتکم و لا ناسین لذکرکم». و تو جستجو گر رد پای آن امامی که همه جای گیتی، جای اوست. و اینگونه است که باید«آل یس» بخوانی و در حضور، چنان که گویی دیدار ظاهر و باطن هردو میسر شده است. گویی او را می بینی، دیدارت با خورشید چهره به چهره است، رو در رو، طوری که در قیام وقعودش، در نماز و قنوتش، در رکوع و سجودش، در صبح و شبش سلامش می دهی و در این دلدادگی عارفانه، عقیده و مرامت را عرضه می کنی، از خدا و رسول و امامان برحق می گویی، ازقبر و حشر و قیام قیامت می گویی، از حساب و کتاب و صراط و میزان می گویی، و از محضرش می خواهی که تیزاب سلطانی صنع خدائیش را بر سکه‌ی وجودت بزند تا اگر دل مرده و سیاه رویی، زنگار دل و سیاهکاریت روشود تا به فکر چاره و زنگار زدایی بیفتی و اگر طلای وجودت براق شد، اصلی و سلامت بودی، ببالی و بنازی که تو از«دوستان خدا»و اهل بهشتی.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

پی نوشتها

9ـ  وَعَلَّمَ آدَمَ الأَسْمَاء كُلَّهَا... ـ و [خدا] همه ی [معانى‏] و نامها را به آدم آموخت (بقره/31).
10ـ فإذا جاء أمرنا وفارالتنورفاسلك فیها من كل زوجین اثنین وأهلك إلا من سبق علیه القول... ـ و هنگامی که فرمان ما (برای غرق آنان) فرا رسد، و آب از تنور بجوشد (که نشانه ی فرا رسیدن طوفان است)، از هریک از انواع حیوانات یک جفت در کشتی سوار کن، و همچنین خانواده ات را، مگرآنانی که قبلا وعده ی هلاکشان داده شده...(مؤمنون/27)
11ـ وَإِذِ ابْتَلَى إِبْرَاهِیمَ رَبُّهُ بِكَلِمَاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قَالَ إِنِّی جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا قَالَ... ـ به خاطر آورید هنگامى كه خداوند، ابراهیم را با آزمایشهای گوناگونى آزمود و او به خوبى از عهده ی این آزمایشها برآمد. خداوند به او فرمود:من تو را امام و پیشواى مردم قرار دادم...( بقره/124).
12ـ إِنِّی أَنَا رَبُّكَ فَاخْلَعْ نَعْلَیْكَ إِنَّكَ بِالْوَادِ الْمُقَدَّسِ طُوًى ـ همانا من پروردگار تو هستم اینک هردوکفش خود را در آورکه تو در وادی مقدس طوی هستی.(طه/12)
13ـ قال انی عبدالله آتانی الکتاب و جعلنی نبیاً ...ـ (عیسی فرمود): همانا من بنده ی خدا هستم، به من‏ کتاب داده و مرا پیامبرقرار داده است.(مریم/30)‏
14ـ یَا أَیُّهَا النَّبِیُّ إِنَّا أَرْسَلْنَاكَ شَاهِدًا وَمُبَشِّرًا وَنَذِیرًاـ وَدَاعِیًا إِلَى اللَّهِ بِإِذْنِهِ وَسِرَاجًا مُّنِیرًاـ ای پیامبر ما تورا شاهد و مژده دهنده و بیم دهنده فرستادیم و دعوت کننده به سوی خدا با اذن او وچراغی تابان. (احزاب/45و46)
15ـ إِنَّكَ مَیِّتٌ وَإِنَّهُم مَّیِّتُونَ ـ (زمر/30)ـ قطعا تو خواهى مرد و آنان [نیز] خواهند مرد.
16ـ قال رسول الله(ص): انی تارک فیکم الثقلین کتاب الله وعترتی ما ان تمسکتم بهما لن تضلوا بعدی ...‌انهما لن یفترقا حتی یردا علی الحوض... ـ من در میان شما دو امانت نفیس و گرانبها می‌گذارم، یکی کتاب خدا قرآن و دیگری عترتم، تا زمانی که شما به این دو دست بیازید بعد از من هرگز گمراه نخواهید شد و این دو یادگار من هیچ گاه از هم جدا نمی‌شوند تا درکنارحوض کوثر برمن برگردانده شوند. 
17ـ إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ ـ بى‏تردید ما این قرآن را به تدریج نازل كرده‏ایم و قطعا نگهبان آن خواهیم بود.(حجر/9)
18ـ حضرت عبدالعظیم حسنی فرمود: به حضرت جواد(ع)عرض كردم به زیارت قبر حضرت امام حسین(ع)مشرف شوم یا به زیارت پدرتان. فرمود: اندكى درنك كن؛ سپس ...فرمود: زائران امام حسین(ع) بسیارند اما زائران پدرم كمند. در روایت دیگر فرمود: زیارت پدرم افضل است زیرا حضرت ابا عبدالله الحسین (ع)را همه ی مردم زیارت مى كنند در حالی که پدرم را جزخواص شیعه کسی زیارت نمى كند. توضیح:هر فرقه اى از شیعه، امام حسین (ع)را محترم مى شمارند و فرق دیگر شیعه از قبیل كیسانیه، زیدیه، اسماعیلیه و واقفیه و...امامت حضرت را پذیرفته انداما دراین میان، حضرت رضا(ع)داراى ویژگى خاصى است كه اغلب انشعابات تشیع، قبل از ایشان بوده و خواص شیعه هستند كه به ولایت حضرت رضا (ع)معتقدند و لذا در روایات عبارت «عارفا بحقه» قید شده یعنى ایشان را امام واجب الاطاعه بداند.



نوع مطلب : زیارت، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
یکشنبه 8 مرداد 1396 09:30 ب.ظ
Highly energetic article, I liked that a lot. Will there be a part
2?
جمعه 6 مرداد 1396 10:16 ب.ظ
I was able to find good advice from your content.
جمعه 6 مرداد 1396 07:58 ق.ظ
Please let me know if you're looking for a writer for your
site. You have some really great articles and I believe I would be a good asset.
If you ever want to take some of the load off, I'd love to write some content for your blog in exchange
for a link back to mine. Please blast me an e-mail if interested.

Thank you!
جمعه 30 تیر 1396 12:12 ب.ظ
I enjoy what you guys tend to be up too. This sort of clever work and coverage!

Keep up the amazing works guys I've included you guys to my personal blogroll.
سه شنبه 27 تیر 1396 11:55 ق.ظ
Hi there, I desire to subscribe for this web site to take most up-to-date updates, therefore where
can i do it please help out.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
script>document.getElementById('mihan_page_advert').style.display='none';