تبلیغات
سید هاشم رضوی (فاران) - دیدار با خورشید (3)
 
سید هاشم رضوی (فاران)
خدایا چنان کن سرانجام کار/ تو خشنود باشی و ما رستگار
درباره وبلاگ


الحمدلله رب العالمین، الصلوة و السلام علی رسول الله و علی اله ال الله لاسیما بقیة الله

مدیر وبلاگ : سید هاشم رضوی
نویسندگان

دیدار با خورشید                   قسمت سوم

به زیارت برو، حرم برو، آنجا زیارتگاه است، معبد است، مسجداست، مزار است، حریم حرم است. دارای فضا و بنا و جلا و جلال است. اما به هوش که نه زرق و برق ظاهری حرم شریف نبوی، و نه ایوان وگلدسته‌ های عتبه‌ی علوی و نه خاک و آفتاب و قبور ویران بقیع فاطمی، هیچکدام تو را درگیر ظواهر نکند، وقتی قصد دیدار می کنی، به زیارت می روی، می روی تا جایگاهت را با جایگاه امام مقایسه کنی، تو می فهمی، می دانی که در سنجش خویشتن خویش، به«میزان»، به انسان کامل دست یافته‌ای،"20"در این سنجش می سنجی و مقایسه می کنی، می فهمی که در چه جایگاهی هستی و باید تا کجا و با چه ابزاری بالا روی.  

زیارت پیش رو، پایین پا، بالاسر، و هربار از یک زاویه، خوب بسنجی، میزان کنی، میزان شوی و امید که خوب بفهمی، غره نشوی، واقع گرا باشی، و ابزار سنجش و اندازه گیریت تو را به واقعیت واقف کند، ابزارت در این کارگاه شرافت، دل خاشع و چشم گریان است. وقتی فهمیدی، می کوشی تا یک قدم جلوتر بگذاری، یک پله بالا تر روی، پله پله بالا و بالا تر، تا به جایی رسی که بالای بالا باشد؛که من و تو مائیم وما«زبالاییم وبالامی رویم». «انا لله»...«هرکسی کو دورماندازاصل خویش»... «انا الیه راجعون»...«باز جوید روزگار وصل خویش»."21"

این است مفهوم دیدار، معنی زیارت. دیدار با خورشید! و تو این عظمت را می بینی، ببین، به فاصله‌ات می اندیشی، بیندیش، بیم داری که فاصله گرفته‌ای! داشته باش، خوف داری که در شعاع تابش نیستی؟ یا می ترسی که چرا در دوردستی؟! غم داری که وامانده‌ای؟ اندوهناکی که در مانده‌ای؟ محزونی که بیگانه شدی؟ آن چنانی که تاب ماندنت نیست. حق داری! ولی«لاتخاف»...نترس، غمگین مباش «ولاتحزن»... تو در شعاع تابشی، ممکن است دور باشی، ولی «کور» نیستی! ممکن است «بعید»باشی! ولی «عنید» نیستی. «و انتم الاعلون»..."22" امید داشته باش، که «خوف» را «رجاء» بایدت، حق این است که بدانی ترس و غمت بی برکت نیست. این غم دور ماندن و ترس فاصله دار شدن، خود دلیل است که در راهی، این خود فاصله را کم می کند.

دل خوش دار که در گستره‌ی ولایت آنانی، بیراهه نرفته‌ای، بی گدار به آب نزده‌ای، دسته گل به آب نداده‌ای، از مدار خارج نشده‌ای،  این خود نعمتی است که دیگر نعمت ها را در مقابلش عُرضه‌ی عرض اندام نیست. نعمتی که تمامیت و کمال آن را خدای باری بیان داشته و پس از انتقال نور امامت و رهبری جامعه در وجود معصوم دوم  و امام اول، به وصفش پرداخت و گویا خوشحال از کاری که صورت پذیرفته، مژده داده است که اینک دینتان کامل شد و نعمت برشما تمام شد. به به، دین کامل شد."23"

و خوشا به حالت که از این نعمت برخوداری و اصولا غیر از این نعمت نعمتی دیگر وجود ندارد. تمام آنچه را که ما نعمت می خوانیم، پرتوهای ریز و درشت این خورشید خوبی هاست. هرکه در مسیر تابشش قرار گیرد، چون نعمت اول را دارد، پس همه را دارد و هر کس را که در کجراهه ها و بیراهه های تاریکی سرگردان باشد، این نعمت را ندارد و چون این را ندارد هیچ ندارد.

به علَم دست پیشوا نگاه کن، چشمت به پرچم باشد تا گم نشوی، عقب نمانی، منحرف نشوی و منحرفت نکنند! «تجارت»و«لهو» تو را از حوزه‌ی ولایتش خارج نکند،"24"نگاهت به جلو باشد، جلو دار را دریاب، و دائم به فاصله بیندیش، اما با «رابطه»، «فاصله‌»ات را کم کن. تو خود خواستی و خاستی و در مسیر قرار گرفتی، هشدار که به قهقرا نروی، پس نزنی، «پیش»رو و«پیشرو»باش، فاصله خود کم می شود،  می گویی چگونه؟!

فاصله باعث می شود او تو را نبیند، صدایت را نشنود، وجودت را حس نکند و چنان باشد که گویا حضور نداری، در صف نیستی، در جمع نیستی، حاضر نیستی. برای دیدار باید چشم دیداری داشته باشی، چشمی و نگاهی از جنس همان رابطه، همان که فاصله را می زداید. اگر نگاهت نگاه سنگ و چوب باشد، نگاه در و دیوار و حتی صحن و بارگاه باشد، نگاه به طلا و نقره و ضریح باشد، حتما چنین است که تورا نبیند، صدایت را نشنود، و بودنت را نبودن تلقی کند. اگر نگاه این نگاه باشد، حتی در حرم امن الهی ره به جایی نمی بری چراکه آن هم سنگی است که برسنگ نهاده شده و خانه‌ای است همانند خانه‌های دیگر، چهاردیوار که سقفی برآن نهاده‌اند، و دری دارد و ناودانی و کسوتی که بر اندامش انداخته‌اند، اما مگر همه‌ی حقیقت همین است؟ خیر،«کعبه یک سنگ نشانی است که ره گم نشود».

نه ورودکه با«اذن دخول»حاصل می شود، نه حضور که با تشرف میسر می شود،نه زیارت ونه دیدار،هیچیک درقالب سنگ و چوب ومادیت نمی گنجد که بینایی وشنوایی وحس ودرک دیدار رابا این عیارنمی سنجند. ای زائری که به آستان قدم می نهی،حضورت دریک نگاه ظاهری،حضورجسم وتن است که درگوشه‌ای ایستاده یابه دیواری تکیه زده یا درکنجی نشسته‌ای. توکه به ضریح پناهنده شده‌ای، درآغوشش گرفته‌ای یا اوتورادرآغوشش جای داده، توکه پنجه درشبکه های طلایی ضریح فروبرده‌ای، گویا در زلف یارچنگ زده‌ای، ولی مگر همه‌ی حقیقت همین است؟ خیر، این ظاهر دیدار است و در باطن دل است، روح است، جان است که با جانان رابطه برقرار کرده است. از این نگاه پر معناست که هم مقامت را می بیند و هم صدایت را می شنود و هم سلامت را پاسخ می دهد. پس تا می توانی به کم کردن فاصله روی کن، رابطه برقرار کن و رحمانی بیندیش، نبوی راه یاب، علوی پیروی کن، خواهی دید که فاصله‌ نداری، رابطه برقرار و دیدار صمیمی است. اینک حرف دلت را بزن، لا تخف و لا تحزن، مقام و جایگاهت دیدنی، صدایت شنیدنی، سلامت پاسخ گفتنی و خواسته‌ات برآورده است. تو به دیدار آمده‌ای و دیدار شونده نیز تورا می بیند. این دیدار دو سویه است. زیارت است. دیدار است. دیدار خورشید گوارایت.(پایان)

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

پی نوشتها

20) در زیارتنامه ی حضرت على علیه السّلام مى خوانیم: السَّلامُ عَلَیكَ یَا مِیزَانَ الاَعمَالِ یعنی سلام بر تو اى كسى كه وسیله ی سنجش اعمال ما در روز قیامت هستى.  در کتاب علم الیقین فیض (ره)، جلد 2، صفحة544 این روایت نقل شده است: سالت ابا عبدالله علیه السلام عن قول الله عزوجل وَنَضَعُ الْمَوَازِینَ الْقِسْطَ لِیَوْمِ الْقِیَامَةِ فَلَا تُظْلَمُ نَفْسٌ شَیْئًا ـ و ما در روز رستاخیز ترازوهاى عدل و داد را برپا می کنیم پس هیچ كس در چیزى ستم نمى‏بیند ـ انبیاء/47): قال(ع): هم الانبیاء و الاوصیاء.ـ از امام جعفرصادق (ع)در باره ی آیه ی ... سؤال کردم فرمود:آنان پیامبران و جانشینانشان هستند.

21 (بقره/ 156)

22) وَلاَ تَهِنُوا وَلاَ تَحْزَنُوا وَأَنتُمُ الأَعْلَوْنَ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِینَ ـ و اگر مؤمنید سستى مكنید و غمگین مشوید كه شما برترید (آل عمران/139)

23) ... الْیَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِینَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَیْكُمْ نِعْمَتِی وَرَضِیتُ لَكُمُ الإِسْلاَمَ دِینًا... ـ امروز دین شما را برایتان كامل و نعمت‏خود را بر شما تمام گردانیدم و اسلام را براى شما به عنوان دین برگزیدم (مائده/3)

24) وَإِذَا رَأَوْا تِجَارَةً أَوْ لَهْوًا انفَضُّوا إِلَیْهَا وَتَرَكُوكَ قَائِمًا قُلْ مَا عِندَ اللَّهِ خَیْرٌ مِّنَ اللَّهْوِ وَمِنَ التِّجَارَةِ وَاللَّهُ خَیْرُ الرَّازِقِینَ ـ و چون داد و ستد یا سرگرمیى ببینند به سوى آن روى‏آور مى‏شوند و تو را در حالى كه ایستاده‏اى ترك مى‏كنند بگو آنچه نزد خداست از سرگرمى و از داد و ستد بهتر است و خدا بهترین روزى دهندگان است َ(جمعه/11)

 



نوع مطلب : زیارت، 
برچسب ها : فلسفه ی زیارات،
لینک های مرتبط :
نظرات ()
یکشنبه 8 مرداد 1396 08:46 ب.ظ
I’m not that much of a online reader to be honest but
your sites really nice, keep it up! I'll
go ahead and bookmark your site to come back later.
Many thanks
جمعه 6 مرداد 1396 10:16 ب.ظ
Hi to every single one, it's actually a nice for me to pay a quick visit this web site, it contains priceless Information.
شنبه 31 تیر 1396 11:52 ق.ظ
Everything is very open with a really clear explanation of the challenges.
It was truly informative. Your website is extremely helpful.
Thanks for sharing!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
script>document.getElementById('mihan_page_advert').style.display='none';