تبلیغات
سید هاشم رضوی (فاران) - مطالب سید هاشم رضوی
 
سید هاشم رضوی (فاران)
خدایا چنان کن سرانجام کار/ تو خشنود باشی و ما رستگار
درباره وبلاگ


الحمدلله رب العالمین، الصلوة و السلام علی رسول الله و علی اله ال الله لاسیما بقیة الله

مدیر وبلاگ : سید هاشم رضوی
نویسندگان

                                          باسمه تعالی

       هرسال از سوی نمایندگی ولی فقیه در امور حج و زیارت، برای حج تمتع یک شعار چند کلمه ای، مناسب با شرایط عبادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی جهان اسلام تعیین و ابلاغ می گردد. فعالیت های بعثه ی مقام معظم رهبری و سازمان حج و زیارت به ویژه برنامه ریزی های آموزشی، فرهنگی و ارتباطات بین المللی با توجه به این شعار تحقق می یابد.

        عوامل اجرایی، مدیران و روحانیون کاروان های حج تمتع نیز در برنامه ریزی ها، فعالیت ها و انجام وظایف خود به این مهم توجه داشته و توان و تجربه ی خود را در ارائه ی خدمات لازم به زائرین به کار می بندند.

شعار امسال عبارت ا ست از

حج، معنویت،

                اقتدارملی،

                             همبستگی اسلامی

      اطلاع زائرین محترم و حجاج بیت الله الحرام از این رویکرد فرهنگی باعث می شود علاوه بر توجه به صبغه ی فرهنگی و تناسب برنامه های مختلف به ارائه ی نظرات، پیشنهاد ها و همکاری های مؤثر مبادرت ورزند.

        ما همیشه در این کاروان یک شعار درون سازمانی نیز داریم. و آن سه کلمه ی کلیدی:

آگاهی، انضباط  و همکاری است که مورد توجه شما زائران بزرگوار خواهد بود.

اینک با حفظ عنایت به شعار داخلی کاروان، در کلان امور حج و زیارت به شعار سال توجه فرموده برای تحقق حجی پرمعنویت در سایه ی اقتدارملی و همبستگی اسلامی، به سطح آگاهی خود افزوده با نظم و انضباطی شایسته، در همکاری با زائرین و عوامل خدمتگزار از هیچ کوششی دریغ نخواهید فرمود.     انشاءالله

                                  کاروان 19331 سید هاشم رضوی 



نوع مطلب : حج تمتع 1396 کاروان 19331، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

به نام خدا

 متن وصیت و سفارش امیر المؤمنین ـ علیه السلام ـ 

                                                                            به امام حسن و امام حسین ـ علیهما السلام ـ

نامه ی 47 نهج البلاغه

توجه: وصیت امیرالمؤمنین ـ علیه السلام ـ در ماه رمضان سال40 هجری قمری، پس از ضربت خوردن صادر شده و همان طور که در متن فرمایش آن حضرت آمده، مخاطب این وصیت، فقط امام حسن و امام حسین ـ علیهما السلام ـ نیستند، بلکه همه ی امت اسلام و شیعیان و هر كه نامه ی امام به او برسد، در برابر این وصیت و دستورالعمل امام ـ علیه السلام ـ ، مسئول است. امام پدر امت است و سزاوار نیست فرزندان نسبت به وصیت پدر بی تفاوت باشند، پس بیایید برای رضای خدا، با دقت و برای درک معرفت و انجام وظیفه، به کلام مولا دل داده و در پی پذیرش و عمل به آن باشیم.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


اُوصِیكُمَا بِتَقْوَى اللَّهِ ـ شما دو نفر را به رعایت تقوا سفارش می كنم


وَ اَنْ لاتَبْغِیَا الدُّنْیا وَ اِنْ بَغَتْكُما ـ به دنیا را طلب نکنید اگر چه به شما روی آورد


وَ لا تَأْسَفا عَلى شَىْءٍ مِنْها زُوِىَ عَنْكُما ـ برای چیزی از دنیا که از دست شما می رود اندوهناک نشوید 


وَ قُولَا بِالْحَقِّ ـ حق بگویید


وَاعْمَلَا لِلْاَجْرِ ـ و براى پاداش آخرت كار كنید


وَ كُونَا لِلظَّالِمِ خَصْماً وَ لِلْمَظْلُومِ عَوْناً ـ و دشمن ستمگر و یار ستمدیده باشید


اُوصِیكُمَا ـ وصیت می کنم به شما دو نفر


وَ جَمِیعَ وَلَدِی ـ و به همه ی فرزندانم


وَ اَهْلِی ـ و به خانواده ام


وَ مَنْ بَلَغَهُ كِتَابِی ـ و به هركه نامه ام به او برسد


بِتَقْوَى اللَّهِ وَ نَظْمِ اَمْرِكُمْ ـ به رعایت تقوا و نظم و ترتیب در کارتان


وَ صَلَاحِ ذَاتِ بَیْنِكُمْ ـ و ایجاد صلح و آشتی در بین خودتان


فَاِنِّی سَمِعْتُ جَدَّكُمَا ـ صلى الله علیه وآله ـ یَقُولُ ـ همانا من از جدّ شما شنیدم که مى فرمود:


صَلَاحُ ذَاتِ الْبَیْنِ أَفْضَلُ مِنْ عَامَّةِ الصَّلَاةِ وَ الصِّیَامِ ـ صلح دادن بین مردم از یک سال نماز و روزه بهتر است


اَللّهَ اللّهَ فِى الاَیْتامِ ـ شما را به خدا در مورد یتیمان مراقب باشید 


فَلاتُغِبُّوا اَفْواهَهُمْ ـ مبادا گاهی سیر و زمانی گرسنه بمانند


وَ لا یَضیعُوا بِحَضْرَتِكُمْ ـ و با وجود شما حقوقشان ار بین برود


وَ اللّهَ اللّهَ فى جیرانِكُمْ ـ شما را به خدا، در باره ی همسایگانتان خدا را در نظر بگیرید


فَاِنَّهُمْ وَصِیَّةُ نَبِیِّكُمْ ـ همانا رعایت حال آنان سفارش پیامبر شماست


ما زالَ یُوصى بِهِمْ ـ سفارش در مورد آنان کمرنگ نشد


حَتّى ظَنَنّا اَنَّهُ سَیُوَرِّثُهُمْ ـ به طوری که ما گمان کردیم برای آنان ارثی معین خواهد کرد


وَاللَّهَ اللَّهَ فِی الْقُرْآنِ / شما را به خدا، در باره ی قرآن خدا را در نظر داشته باشید


لَا یَسْبِقُكُمْ بِالْعَمَلِ بِهِ غَیْرُكُمْ ـ مبادا دیگران در عمل به دستورات آن از شما سبقت بگیرند


وَاللَّهَ اللَّهَ فِی الصَّلَاةِ ـ شما را به خدا، در باره ی نماز، خدارادرنظر بگیرید


فَإِنَّهَا عَمُودُ دِینِكُمْ ـ همانا نمازستون دین شماست


وَاللَّهَ اللَّهَ فى بَیْتِ رَبِّكُمْ ـ شما را به خدا، در باره ی بیت الله الحرام، خدا را درنظر داشته باشید


لَا تُخَلُّوهُ ما بَقیتُمْ ـ تا هستید آن را رها نکنید


فَاِنَّهُ اِنْ تُرِكَ لَمْ تُناظَرُوا ـ به یقین اگر آن را ترک کنید هرگز مهلت نمی یابید


وَاللَّهَ اللَّهَ فِی الْجِهَادِ ـ شما را به خدا در باره ی جهاد و تلاش در راه خدا بکوشید


بِاَمْوَالِكُمْ ـ با دارایی ها یتان


وَ اَنْفُسِكُمْ ـ و با جانتان


وَ اَلْسِنَتِكُمْ ـ و با زبانتان


فِی سَبِیلِ اللَّهِ ـ همه در راه خدا باشد


وَ عَلَیْكُمْ بِالتَّوَاصُلِ وَ التَّبَاذُلِ ـ به هم پیوستن و بخشیدن یکدیگر وظیفه ی شماست 


وَ اِیَّاكُمْ وَ التَّدَابُرَ وَ التَّقَاطُعَ ـ مبادا از هم روی برگردانید و پیوند دوستی را قطع کنید


لَا تَتْرُكُوا الْاَمْرَ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّهْیَ عَنِ الْمُنْكَرِ ـ امر به معروف و نهى از منكر را رها نكنید


فَیُوَلَّى عَلَیْكُمْ اَشْرَارُكُمْ ـ افراد بد بر شما مسلّط می شوند


ثُمَّ تَدْعُونَ فَلَا یُسْتَجَابُ لَكُمْ ـ در آن صورت دعا مى كنید ولی مستجاب نمی شود


ثُمَّ قَالَ یا بَنى عَبْدِالْمُطَّلِبِ ـ سپس فرمود: اى فرزندان عبدالمطلب


لا اُلْفِیَنَّكُمْ تَخُوضُونَ دِماءَ الْمُسْلِمینَ خَوْضاً تَقُولُونَ ـ نیابم شما را كه به بهانه كشته شدن من در خون مسلمانان فرو افتید و بگویید:


قُتِلَ اَمیرُ الْمُؤْمِنینَ ـ امیر مؤمنان کشته شد


قُتِلَ اَمیرُ الْمُؤْمِنینَ ـ امیر مؤمنان کشته شد


اَلا لَا تَقْتُلُنَّ بِى اِلاّ قَاتِلى ـ آگاه باشید که به خاطر من کشته نمی شود مگر قاتلم


اُنْظُرُوا اِذا اَنَا مِتُّ ـ ملاحظه کنید هرگاه من از دنیا رفتم


مِنْ ضَرْبَتِهِ هذِهِ ـ در اثر این ضربتی که او زده است


فَاضْرِبُوهُ ضَرْبَةً بِضَرْبَة ـ در ازای ضربتش فقط یک ضربت به او بزنید


وَ لاتُمَثِّلُوا بِالرَّجُلِ ـ این مرد را مثله نکنید


فَاِنّى سَمِعْتُ رَسُولَ اللّهِ ـ صلى الله علیه وآله ـ یَقُولُ ـ که من از رسول خدا شنیدم که مى فرمود


اِیّاكُمْ وَ الْمُثْلَةَ وَ لَوْ بِالْكَلْبِ الْعَقُورِـ


از مُثله كردن بپرهیزید هرچند درباره ی سگی درنده باشد.


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ  پایان نامه ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ




نوع مطلب : انس با نهج البلاغه، حج تمتع 1396 کاروان 19331، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
شنبه 13 خرداد 1396

رمضان کریم!

 

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمد لله رب العالمین والصلوة و السلام علی رسول الله و علی اله ال الله      

        

        فرمایش زیبای رسول مهربانی ها، حضرت محمد مصطفی ـ صلی الله علیه و اله و سلم ـ در خطبه ی شعبانیه، مردم را آگاه می سازد که: «ایهالناس قد اقبل الیکم شهرالله بالبرکة و الرحمة والمغفرة ...  ـ هان! ای انسان ها؛ به راستی ماه خدا با سه امتیاز بزرگ برکت، رحمت و مغفرت به شما روی آورده است...»

ماه کریم می آید و ما را در برمی گیرد، ماه خدا به سوی بندگان خدا روی آورده است، بارش لطف و مهربانی خداست که بی حساب بر سر بندگانش باریدن گرفته است. توجه به این نکته ی اساسی بسیار سازنده است که ما هیچ قدمی برای ایجاد این شرایط و حلول ماه خوبی ها برنداشته ایم بلکه این ماه کریم رمضان است که به سمت و سوی ما روی کرده و فقط ما باید معرفت درک آن را داشته و این شناخت را در خود تقویت کنیم. آنگاه از دریچه ی این شناخت سازنده، بدانیم، بفهمیم، عمل کنیم و بهره ببریم!

 

چتر بزرگ ماه رمضان گسترانیده می شود تا سایه‌ی رحمت و بركت و مغفرت الهی را بر سر تمامی انسان ها بیفكند، اما برخی در این ضیافت الهی از بهره های بی بدیلی برخوردارند. چون می دانند، می فهمند و خوب عمل می کنند، بهره و استفاده ی سرشاری می برند. برداشتشان از این خوان پرنعمت، به اندازه ی شناخت و توانشان می باشد. آنان شاگردان ممتاز این کلاس بزرگ انسان سازی و برگزیدگان ارشد این دانشگاه معنوی هستند.

 

از آن جمله راهیان کوی دوست و برگزیدگان حضور در محفل یارند که سرود آسمانی لبیک اللهم لبیک در جانشان ریشه دوانیده و چشم انتظارند که ندای الرحیل کاروان کی به صدا در خواهد آمد.

برادران و خواهران گروه بندی شده در کاروان های حج، زائران عزیز کوی یار؛ می دانند که به زودی رمضان را پشت سر خواهند گذاشت، شوال خواهد آمد و به دنبال آن ماه ذی قعده فرا می رسد. تیر افکنده می شود، مرداد می رود و شهریور از راه خواهد رسید. تابستان رو به آخر می رود و گرایش سبزی برگ درختان به زردی آخرعمرشان، پاییز را نوید خواهد داد که هنگامه ی تغییر است. تغییر زمانه از سبزی به زردی و از شادابی و نشاط به افسردگی و خمودگی اما زائر منتظرِ روز پرواز، به پرواز می اندیشد! دوبال علم و تقوا را برهم خواهد زد، به حرکت در خواهد آمد، پرواز خواهد کرد، در آسمان آبی دیانت اوج خواهد گرفت و از تیرگی به روشنایی متحول خواهد شد.

 

او تغییر را نمی خواهد! تطوٌر را نمی پسندد! او تحول را می خواهد و تکامل را می پسندد، می رود و می داند که «ما زبالاییم و بالا می رویم». او راهی سرزمین نور، مدینه ی منوره است، می رود تا دل را به صیقل «دیدار با خورشید» (1)صفا داده، نوری بیابد که ادامه ی راهش را تا ابد روشن سازد.

زائر کوی یار، راهی سرزمین وحی و حجگزار ولائی، فرصت بی همتای رمضان كریم را از دست نمی دهد. زیرا رابطه نهفته ی بس بزرگی را که در محتوای رمضان و ذی حجه (2)وجود دارد، دریافته و به آن عقیده دارد، هم عقیده دارد و هم می کوشد تا به برکات آن دست یابد.

 

اما آنان که می مانند و فقط دل به کاروانیان می سپارند تا یادشان را در جای جای سفر از خاطر نبرند، ما که در دعای «اللهم ارزقنی حج بیتک الحرام ...» باید به انتظار آینده بمانیم، نباید رنجور و ناامید شویم چرا که درهای رحمت الهی محدود نیست. اگر توفیق حج تمتع و تشرف به سرزمین وحی حاصل نمی شود، باران الطاف الهی درشکل های دیگر، طراوت زندگی بخش را برای دوستان بامعرفت فراهم آورده است.

 

مسجد، مزار امام زاده، حرم کریمه ی اهل بیت، حرم امام مهربانی ها، حلقه های تلاوت آیات نور، مجالس وعظ و بیان احکام و معارف اسلامی، برنامه های سازنده ی صدا و سیما و خلاصه هرجایی که یاد و نام خدا در آن متجلی است، مکان پرواز است تا انسان شیفته ی وصال، گام یا گام هایی خود را به محبوب نزدیک تر نماید.

 

آن چه کمتر حاصل می شود، زمان های ارزشمندی است که فرصت طلایی عمرمان به حساب می آید و نباید از آن غافل ماند. رمضان که شاید هرشبش شب قدر باشد، از آن دسته است که اگر با درک مکان مقدسی مانند آن چه گذشت، توأم شود، نور علی نور است و برکت و رحمت و مغفرت خدا را چون آبشاری بر سر بنده ی خواهان نورانیت فرو می ریزد.   

    

اینک بیایید به نام 14معصوم 14توصیه، 14تصمیم، 14برات رحمت، بركت و مغفرت را در یابیم، خود بدانیم و عمل کنیم و به دیگران نیز سفارش کنیم که الحق و الانصاف، رمضان کریم است. آری چه خوب است امسال تصمیم بگیریم:

 

1ـ نمازمغرب و عشا را قبل از افطار بخوانیم.

 

2ـ درخوردن غذای افطاری ازمقدارمعمول وعده ها كمتر غذا بخوریم.

 

3ـ نمازشب را ترك نكنیم، حداقل11ركعت نماز را با صرف20 دقیقه وقت به جا آوریم.

 

4ـ دعای افطار و دعای فرج را قبل ازشروع افطاری با جمع افرادی كه سرسفره هستند بخوانیم.

 

5 ـ دو ركعت نمازنافله‌ی صبح را كه قبل ازاقامه‌ی نماز واجب می خوانند، بخوانیم.

 

6 ـ كارهای منزل را بین اعضای خانواده تقسیم كنیم تا همه درانجام و ثواب آن شریك باشند.

 

7 ـ  به نزدیكان، دوستان و گروه های كوچك با میهمانی های ساده افطاری بدهیم.

 

8 ـ خواندن دعای افتتاح و ترجمه‌ی آن را در طول ماه رمضان جدی بگیریم.

 

9 ـ شركت درنمازهای جمعه وراهپیمایی روز قدس را دربرنامه‌ی ماه رمضانمان بگنجانیم.

 

10ـ حداقل هر روز یك بار درنماز جماعت مساجد حضور یابیم. 

 

11ـ زنگارهای غفلت، كدورت و نا مهربانی ها را ازدل بزداییم.  

 

12ـ به كسانی كه نیازمندند، هدیه، قرض و صدقه بدهیم.

 

13ـ به زیر دستان و كسانی كه برای ما كار می كنند سهل و آسان بگیریم.

 

14ـ. ذكر صلوات برمحمد و آل محمد را فراموش نكنیم.                       

                                          

                                       به هرمقدار و در هر حدی موفق بودید،

                                                                  خدا را شكر و دیگران را دعاکنید.   


پی نوشت:

1ـ مطالعه ی مقاله ای با نام «دیدار با خورشید» درهمین وبسایت از موضوع زیارت توصیه می شود.

2ـ در دعا های مختلف ماه ماه مبارک رمضان حج بیت الله از خدا خواسته  می شود و ارتباط تنگاتنگ این دو مشهود است.



نوع مطلب : حج تمتع 1396 کاروان 19331، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

باسمه تعالی

محفل انس با نهج البلاغه  (جمعه: 95/10/03)

خطبه ی 167 نهج البلاغه

این خطبه  اولین سخنرانی امیرالمؤمنین ـ علیه السلام ـ  است که در آغاز خلافت در مدینه ی منوره ایراد فرموده است.

 فراز اول


اِنَّ اللّهَ (سُبْحَانَهُ) اَنْزَلَ كِتاباً هادِیاً ـ خداوند سبحان كتابى هدایت كننده فرو فرستاد 

بَیَّنَ فیهِ الْخَیْرَ وَ الشَّرَّ ـ كه خوبی و بدی را در آن آشکارا بیان كرده است (بَیَّنَ: آشكار و روشن شدن، چیزی را توضیح دادن)

 فَخُذُوا نَهْجَ الْخَیْرِ تَهْتَدُوا ـ پس راه نیکی را در پیش گیرید تا هدایت شوید (نَهْجَ: راه آشكار و روشن)

وَاصْدِفُوا عَنْ سَمْتِ الشَّرِّ تَقْصِدُوا ـ و از گرایش به بدى روى گردان باشید تا به راه راست در آیید (صَدَفَ: صَدْفاً و صُدُوفاً: از آن چیز روی گردان شد و برگشت) / (سمت الشیءَ و سَمَتَ نحوَهُ: به سوى آن چیز رفت) / (قَصْد: راستى و درستی راه، طریقٌ قَصْدٌ: راه راست، طَرِیقٌ قَاصِدٌ: راه هموار).

الْفَرائِضَ الْفَرائِضَ ـ واجبات، واجبات (به واجبات دینی روی آورید و به آنها اهمیت بدهید)

اَدُّوها اِلَى اللّهِ ـ آنها را برای خدا به جاى آورید (اَدَی: به جا آوردن، انجام دادن)

تُؤَدِّكُمْ اِلَى الْجَنَّةِ ـ تا شما را به بهشت برساند

اِنَّ اللّهَ حَرَّمَ حَراماً غَیْرَ مَجْهُول ـ خداوند هر حرامی را که حرام کرده، ناشناخته و مجهول نیست

وَ اَحَلَّ حَلالاً غَیْرَ مَدْخُول ـ و هر حلالی را که حلال دانسته بی عیب است (اَلْمَدْخُول: لاغر، ناتوان، معیوب. نخلة مدخولة : نخل پوسیده و متعفّن)

وَ فَضَّلَ حُرْمَةَ الْمُسْلِمِ ـ و حرمت مسلمان را برترى بخشید

عَلَى الْحُرَمِ كُلِّهَا ـ بر تمام آنچه که داراى حرمت است

وَ شَدَّ بِالاِخْلاصِ وَالتَّوْحیدِ ـ و با اخلاص و توحید محكم ساخت (شَدَّ: نیرومند شد، مورد تأكید قرار داد، ایجاد كرد، قاطعیت به خرج داد)

حُقُوقَ الْمُسْلِمینَ فِى مَعَاقِدِهَا ـ حقوق مسلمانان را در جایگاه پیمان های استوار (مَعْقِد: ج مَعَاقِد[عقد]: جاى گره زدن، جای پیمان)

 

 فرازدوم

فَالْمُسْلِمُ مَنْ ـ پس مسلمان كسى است

سَلِمَ الْمُسْلِمُونَ مِنْ لِسانِهِ وَ یَدِهِ ـ که سایر مسلمانان از دست و زبانش سالم بمانند

اِلاّ بِالْحَقِّ ـ مگر برای حق

وَلا یَحِلُّ اَذَى الْمُسْلِمِ اِلاّ بِما یَجِبُ ـ و آزار مسلمان روا نیست مگر در آنچه واجب است (اذی: اذیت کردن، زیان رساندن، آسیب زدن)

بادِرُوا اَمْرَ الْعامَّةِ ـ  برای چیزى كه همگانى است چاره ای بیندیشید (بادَرَ: اقدام کردن، انجام دادن، پیشی گرفتن)

وَ خاصَّةَ اَحَدِكُمْ ـ و مخصوص هریك از شما نیز هست

وَ هُوَ الْمَوْتُ ـ و آن مرگ است

فَاِنَّ النّاسَ اَمامَكُمْ ـ  همانا مردم جلوتر از شما می روند (أَمَام: جلو یا روبرو)

وَ اِنَّ السّاعَةَ تَحْدُوكُمْ مِنْ خَلْفِكُمْ ـ  در حالی که قیامت شما را از پشت سر فرا مى خواند (حَدَا: حَدْواً و حِدَاءً و حُدَاءً: آواز خود را بلند كرد، صدا زد، فرا خواند) / (خلف: عقب، پشت، پشت سر)

تَخَفَّفُوا تَلْحَقُوا ـ سبكبار شوید تا به مقصد برسید (أَخَفَّ: إِخْفَافاً [ خفّ ]: سبك بار یا سبك بال شد)

فَاِنَّما یُنْتَظَرُ بِاَوَّلِكُمْ آخِرُكُمْ ـ كه رفتگان نخستین چشم به راه بازماندگانند

اِتَّقُوا اللّهَ فى عِبادِهِ وَ بِلادِهِ ـ در مورد بندگان خدا و شهرهایش تقوا پیشه كنید
فَاِنَّكُمْ مَسْئُولُونَ ـ زیرا شما مسئول و مورد بازخواست هستید

حَتّى عَنِ الْبِقاعِ وَ الْبَهائِمِ ـ حتى نسبت به سر زمین ها و چهارپایان (بُقْعَة: ج بِقَاع: قطعه اى زمین، سرزمین) (بَهِیمَة: ج بَهَائِم: چهار پایان، ستوران)

وَ اَطیعُوا اللّهَ ـ و خدا را اطاعت كنید

 وَ لا تَعْصُوهُ ـ و او را نافرمانى نکنید
وَ اِذا رَاَیْتُمُ الْخَیْرَ فَخُذُوا بِهِ ـ و هر گاه خوبی را مشاهده كردید آن را به دست آورید (اخذ بـ : ... را گرفت، ... را به چنگ انداخت، ... را به دست آورد)

وَ اِذا رَاَیْتُمُ الشَّرَّ فَاَعْرِضُوا عَنْهُ ـ و چون بدی را ببینید از آن روى برگردانید. (أَعْرَضَ: إعْرَاضاً [ عرض ] عنه: از او روى گردانید و پشت به وى كرد)

والسلام علیکم و رحمة الله



نوع مطلب : انس با نهج البلاغه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

نامه ی زیر در تاریخ 9 بهمن 1394 با امید واری به تأثیر برای مقابله با اعزام های آزاد و در جهت استانی شدن امور عتبات عالیات نوشته و تقدیم شد. ملاحظه می فرمایید که هر چند مدیر وقت حج و زیارت آن را به مرکز ارسال کرد، هیچ ترتیب اثری ولو در حد توبیخ نگارنده! صورت نپذیرفت. دانستن این دیدگاه ها و توجه به لزوم انعکاس آن از مقوله های تأمل و هم اندیشی است که باید کسانی دغدغه ی آن را داشته باشند. مهم نظر کارگزاران است که با حفظ اصول قانونی و رعایت شئون ارزشی از سکوت و انفعال خارج شوند.   

باسمه تعالی

                                                                             شماره:59112

                                                                             تاریخ:09/11/1394

  مدیریت محترم حج و زیارت خراسان رضوی

 سلام علیکم



نوع مطلب : امور اداری و اجرایی حج، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

محفل انس با نهج البلاغه  

( جمعه:  95/09/12 ـ 2 ربیع الاول 1438) / ـ  پیامبر اعظم (ص) در نهج البلاغه

ـــــــــــــــــــــــــ

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمدلله رب العالمین الصلوة و السلام علی رسول الله و علی اله ال الله

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


گزینشی از فرمایشات درر بار امیر ملک کلام حضرت امام علی بن ابی طالب علیه السلام

در باره ی شخصیت و جایگاه نبی مکرم اسلام حضرت محمد بن عبدالله صلی الله علیه و اله و سلم:

1 ـ خطبه ی 158 فراز 1:




نوع مطلب : انس با نهج البلاغه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
آفرین عباس من حجت قبول             (شاعر: عابد تبریزی)

رفت آن شب  در  سجود  و در رکوع               

کرد  خورشیــد  جهــان آرا  طلـــــوع

خون آن قربــانــیـــــان  حــج  خـــون              

کــــرد  خاک  نیلگـون را لالـه گــــون

حاجـیــان  از  حج  خـون  پرداختــــند              

جای موی ســر همــه سـر باختنـــد

لحظه ی  ایثــــار  خیر النــاس  شــد               

نوبت جانبـــازی عـبــــــاس شـــــــد

از کمان خیمه چون تیــری شتـــافت               

سینه ی دریای دشمــن را شکــافت

ســد پـولادین دشمــن را  شکـسـت               

تـا بـه  قلب آب  دریـــــا  یـافت دست

آب بر آن شــد که طنــــــــــازی  کنـد               

خـواست تا  با هستیـش بـازی  کنــد

موج دریـا گِـرد آن لب تشنــــه گشت              

وز  فـــــــراز  گــردن مـرکب گــذشت

بوســـه زد پیوستـــه او را  بـر رکـاب               

کای لبت عطشـــــان منم من آب آب

من  که مَهــر دخـتـــــــر  پیغـمبــــرم               

از گــلوی تـو بـه  تـو تشنــــــه  تــرم

ای  لبــت کــوثر  ز  دریا رخ مپــــوش               

تـا به مــن آبـی دهـی آبی  بنــــوش

بس که موج بحــر پـایش را  فشـــرد               

خــم شــد و دستــی به زیــر آب بـرد

نـالـه از دل بر کشیــــــد ای آب سـرد                

این قــدر بیهــوده گِــــــرد مـن نگـــرد

هستـی  دریــــا  بُـوَد  در  مشت  مـــا               

بحـر جـوشیـــد  از ســر  انگشت مـــا

گــر چــه از بی آبیـَــم ســـــوزد نفس              

آب من بگذشتـــــن از آب است و بس

آب ســــرد مـن  بـود  در  جـام دوست               

آن چه را من تشنه ام دردست اوست

عشق گوید تا شوی زین جـــام مست               

آب کـم جـو تشنــــــگی آور  به  دست

چنـد گوئی  جرعه ای  از مـن  بنـــوش              

رو بپرس اصـــغر چـرا رفتـه ز هـــوش

بس کــه عطشــــــــاننــد آل فاطمـــه                

اشک هم  خشکیــده در چشـم همــه

آب آب تـشنـــــگان زد آتـشــــــــــــــم              

خجلت  از  سقــایی خــود  می کشـم

کــاش از  اول نـام من  سقـــا نبـــــود              

یا در  این صحـرای خـون  دریـا نبـــــود

کــام خشک و سینـه آتش، دل کبـــاب              

تشنـــــه بیـــرون آمـــد از دریــــای آب

کــــام دل بگـــرفت  از جـــــام عطـش               

بست پیش آب احـــــــــــرام عطــــش

خویش را فانی در  هوالمـــوجود  کرد              

رو  به ســوی کعبـه ی  مقصــــود کرد

چـون  کمـر  بهــر طواف عشق  بست               

در طــواف اولـــش افتـــــــــــاد دست

طــوف  دوم  در  مطــــــــــاف  داورش               

شــد فـدای دوست دست دیگــــــرش

دور سـوم  خون بـه جای  اشک  خورد               

تیـــــر دشمن آمـــد و  بر مشک خـورد

دور چـــارم  داشت  عــــزم  ترک ســر               

کرد پیـش تیـــر  چشمـــش را سپـــــر

دور  پنجـــم بـا  عمـــــود  آهنیــــــــــن              

گشت ســــرو  قـامتـــش نقش زمیـن

گشت  در  دور  ششـــــم  از تیــغ  تیز               

عضو عضـوش قطعه  قطعـه ریـز  ریـز

دور  هفتـــــم  داده  بود  از  کف  قــرار               

خویشتــــن را دیـد  در آغــــــوش  یــار

شـد  سـرا پا  چشـم  زخــــم پیـــکرش               

دیــد زهــــــــــرا ر ا بـه بـالای ســـرش

بـا زبـان حـــــــال می گفتـش بتــــــول               

آفـرین عبـــــــــاس من  حجت قبـــــول

                                                                                         30 مهر ماه 94 شب تاسوعا. مشهد مقدس

                                                                                                                              التماس دعا

نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
نسل مبارک حضرت ابالفضل ـ علیه السلام ـ  از فرزندی به نام عبیدالله ادامه یافته است. عبیدالله فرزندی داشته به نام حسن که او 5 پسر داشته است. بنابراین حسن نوه ی قمر بنی هاشم و فرزندان او که نسل چهارم به شمار می آیند عبارت است از:
  1. عبیدالله بن حسن بن عبیدالله بن العباس

  2. ابراهیم بن حسن بن عبیدالله بن العباس

  3. حمزه بن حسن بن عبیدالله بن العباس

  4. فضل بن حسن بن عبیدالله بن العباس

  5. عباس بن حسن بن عبیدالله بن العباس



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

حضرت ابالفضل العباس علیه السلام

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

                                                               بسم الله الرحن رحیم

  الحمد لله رب العالمین الصلوة والسلام علی رسول الله و علی آله آل الله لا سیما علی بقیة الله

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

  نکاتی مهم از شخصیت و مقام رفیع قمر بنی هاشم ـ علیه السلام ـ ، با استفاده از دو کتاب معتبر «کبریت احمر فی شرایط المنبر»ـ محمد باقر بیرجندی و «منتهی الآمال» شیخ عباس قمی.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

  • حضرت عباس ـ علیه السلام ـ در سحرگاه روز جمعه چهارم شعبان سال 26 هجری در مدینه دیده به جهان گشوده و شهادت آن حضرت در۱۰ محرم سال ۶۱ هجری قمری بوده بنا براین عمر شریف علمدار با وفای کربلا تقریباً 35 سال است.



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمد لله رب العالمین الصلوة والسلام علی رسول الله و علی آله آل الله لا سیما علی بقیة الله

کلام امیرالمؤمنین امام علی ـ علیه السلام ـ در خطبه ی 76 نهج البلاغه

موضوع: ویژگی های آدم خوب / صفات انسان پرهیزگار : 

محفل انس با نهج البلاغه ـــــ زمان :  06/02/ 1395 مشهد مقدس .


رَحِمَ اللّهُ امْرَءاً سَمِعَ حُكْماً فَوَعَى وَ دُعِىَ اِلَى رَشادٍ فَدَنَا وَ اَخَذَ بِحُجْزَةِ هَادٍ فَنَجَا رَاقَبَ رَبَّهُ وَ خَافَ ذَنْبَهُ قَدَّمَ خَالِصاً وَ عَمِلَ صَالِحاً اِكْتَسَبَ مَذْخُوراً وَاجْتَنَبَ مَحْذُوراً رَمَى غَرَضاً وَ اَحْرَزَ عِوَضاً كَابَرَهَواهُ وَ كَذَّبَ مُناهُ جَعَلَ الصَّبْرَ مَطِیَّةَ َ نَجاتِهِ وَالتَّقْوَى عُدَّةَ وَفَاتِهِ رَكِبَ الطَّرِیقَةَ َالْغَرّاءَ وَ لَزِمَ الْمَحَجَّةَ َالْبَیْضاءَ اغْتَنَمَ الْمَهَلَ وَ بَادَرَ اْلاَجَلَ وَ تَزَوَّدَ مِنَ الْعَمَلِ.


ـــــــ ترجمه ی متن و معنی کلمات مهمتر ــــــــ

رَحِمَ اللّهُ امْرَءاً ـ خداوند رحمت كند کسى را                                 

              (أَمْرَأَ = کسی ، شخص)

 سَمِعَ حُكْماً فَوَعَى ـ كه چون حكمتى بشنود آن را فرا می گیرد                           

            (حکم = حکمت، سخن ارزنده، دستور الهی، فرمان بر حق)

(وَعَی / وَعْیاً الشیء = آن چیز را فرا گرفت، وَعَی الحدِیثَ = سخن را پذیرفت و حفظ كرد)

 وَ دُعِىَ اِلَى رَشادٍ فَدَنَا ـ چون به راه هدایت دعوت شود آن را می پذیرد

             (دُعِیَ = دعوت شد، دُعِیَ الى الاجتماع = براى حضور در انجمن دعوت شد) 

             (دَنَا : یَدْنُو ، دُنُوّاً للشی ء و منهُ و الیهِ = به آن چیز نزدیك شد)

             (رَشَدَ، رُشْداً و رَشَاداً : هدایت شد و راست و استوار گردید)

  وَ اَخَذَ بِحُجْزَةِ هَادٍ فَنَجَا ـ و دامن هدایت کننده را می گیرد و خود نجات می یابد 

نکته ی ادبی: «فوعی» و «فدنا» و «فنجا»

               (حُجْزَة : ج حُجَز و حُجُزَات = جاى بستن بند ازار و شلوار/ گرفتن کمر بند فرد به معنای دست به دامن شدن و رها نکردن)

رَاقَبَ رَبَّهُ ـ در پیشگاه پروردگارش مراقبت دارد

(راقَبَ : مُرَاقَبَةً [رقب] هُ = از او نگهبانى کرد / راقب اللّهَ فی امرِهِ = در كار خود از خدا ترسید) 

وَ خَافَ ذَنْبَهُ ـ و از گناه خود می ترسد 

نکته ی ادبی: «ربّهُ» و «ذنبهُ»           

قَدَّمَ خَالِصاً ـ خالصانه قدم بر می دارد (ابتدا اندیشه اش را خالص می کند تا بر آن اساس عمل نیکو انجام دهد).

               (قَدَّم = قدم بر داشت، پیش رفت، جلو انداخت، تقدیم كرد، مقدم شمرد)

وَ عَمِلَ صَالِحاً ـ و کار نیکو انجام می دهد (مقدمه ی عمل صالح، اندیشه و برنامه ریزی خلصانه است). 

نکته ی ادبی: «خالصاً» و «صالحاً »

اِكْتَسَبَ مَذْخُوراً ـ ذخیره ی سودمند فراهم می آورد

(ذَخَرَ : ذَخْراً الشی ءَ : آن چیز را براى وقت نیاز اندوخت / ذُخْر : ج أَذْخَار = اندوخته ، ذخیره)

وَاجْتَنَبَ مَحْذُوراً ـ و از حرام می پرهیزد 

 نکته ی ادبی: «مذخور» و «محذور»       

                   (محذور = خطر، مشكل: [حذر] = آنچه كه از آن بترسند)

رَمَى غَرَضاً ـ خواسته های دنیایی را فرو می افکند

                   (رَمَى : رَمْیاً و رِمَایَةً [ رمی ] الشی ءَ : آن چیز را افكند، پرتاب كرد)          

                  (غَرَض : ج اَغْراض = هدف معین، خواسته و نیاز)

وَ اَحْرَزَ عِوَضاً ـ و پاداش آخرت به دست می آورد (جای خالی خواسته های دنیایی را که به دور افکنده است با اعمالی که پاداش اخروی دارد پر می کند). 

نکته ی ادبی: «غَرَضاً» و «عِوَضاً»

                  (اَحْرَزَ ، احراز = به دست آوردن)         

                  (عِوَض = پاداش، چیزی برای جبران کردن، هزینه و خرج کسی را پرداختن)

كَابَرَ هَواهُ ـ با هواى نفسش مبارزه می كند                                                                                                  

                  (کابَرَهُ = با او دشمنی کرد)

وَ كَذَّبَ مُناهُ ـ و خواسته ی دل خود را تكذیب می کند

نکته ی ادبی: «هواهُ» و «مناهُ»

                  (مُنْیَة : ج مُنَى / مُنا = آرزو، آنچه كه مورد آرزو قرار می گیرد)

جَعَلَ الصَّبْرَ مَطِیَّةَ نَجاتِهِ ـ استقامت را مركب نجات خویش قرار می دهد

                  (المطیّة = چهارپای سواری، مرکب سواری)

وَالتَّقْوى عُدَّةَ وَفاتِهِ ـ و تقوا را ذخیره ی روز مرگش قرار می دهد 

 نکته ی ادبی: «نجاتهِ» و «وفاتهِ»

                  (العُدّة = آمادگی، مهیا شدن، آنچه برای روز مبادا ذخیره می کنند)

رَكِبَ الطَّرِیقَةَ الْغَرّاءَ ـ  راه روشن هدایت را می پیماید                                               

                  (الغرّاء : مؤنث الاَغَرّ = زیبا، نیکو، هر چیز سفید و روشن)        

                  (رَکِبَ رُکُوباً و مَرکَباً = سوار شد/ رَکِبَ الطّریق = از آن راه رفت)

وَ لَزِمَ الْمَحَجَّةَ الْبَیْضاءَ ـ  همرکاب راه روشن می شود

نکته ی ادبی: « الْغَرّاءَ» و « الْبَیْضاءَ»

                  (لَازمَهُ ، لِزاماً و ملازمة = ملازم او شد، همراه او شد)    

(مَحَجَة : مَحَجّة : ج مَحَاجّ [حجّ] : میان راه و خیابان « مَحَجَّةُ الصواب» راه راست)

اغْتَنَمَ الْمَهَلَ ـ مهلت زندگی را غنیمت می داند

                  (المَهَل : المَهْل = مهلت دادن)

وَ بَادَرَ اْلاَجَلَ ـ در مهلت و زمان عمر خویش اقدام می کند

                 (بادَرَ = اقدام كرد، مبادرت ورزید، دست به کاری زد)  

                 (الاجل = مدت، مهلت، فرصت، زمان، سررسید)

وَ تَزَوَّدَ مِنَ الْعَمَلِ ـ و از عمل خود زاد و توشه بر می دارد.

نکته ی ادبی: «المهل» و «الاجل» و «العمل»

                (زَاد = توشه ى سفر/ تَزَوَّدَ ، تَزَوُّداً = توشه بر گرفت)


                                   والسلام علی من اتبع الهدی                        



نوع مطلب : انس با نهج البلاغه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

نماز روز یكشنبه در ماه ذى القعده

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمدلله الصلوة و السلام علی رسول الله و علی اله ال الله

مقدمه:

خداوند در قرآن کریم می فرماید: «إِنَّ عِدَّةَ الشُّهُورِ عِنْدَ اللَّهِ اثْنَا عَشَرَ شَهْرًا فِی کتَابِ اللَّهِ یوْمَ خَلَقَ السَّمَوَاتِ وَالْأَرْضَ مِنْهَا أَرْبَعَةٌ حُرُمٌ ... ـ از روزی که آسمان‌ها و زمین را آفرید، همانا شماره ی ماه ‌ها نزد خدا در کتابش دوازده ماه می باشد ولی از این‌ها، چهار ماه، حرام است»... (36/ توبه)

ذی‌القعده، ذی‌الحجه، محرم و رجب ماه‌های حرام هستند. در این چهار ماه جنگ کنار گذاشته می‌شود مگر برای دفاع. در ماه های حرام دیه افزایش می‌یابد. هدف از این کار ایجاد امنیت برای افرادی است که می‌خواهند به حج بروند یا تجارت کنند و باید به سلامت به شهر خود باز گردند. این سنت، از قبل از اسلام به جا مانده است.

ماه ذی القعده اوّلین ماه حرام است. سیّد بن طاوس روایتى را نقل كرده كه ماه ذى القعده محلّ اجابت دعا در سختی و گرفتاری های شدید است.

از رسول خدا ـ صَلَّى اللَّهِ عَلِیهِ وَاله ـ نمازی بسیار با فضیلت روایت شده است که باید در روز یكشنبه ی این ماه خوانده شود. فرموده اند هر كس این نماز را به جا آورد:

ü       توبه اش قبول می شود

ü       گناهش آمرزیده می شود

ü       پدر و مادر و فرزندانش بخشیده می شوند

ü       دینش گرفته نمی شود

ü       والدینش ازاو راضى می شوند

ü       رزق و روزیش زیاد می شود

ü       با ایمان از دنیا می رود

ü       در وقت مردن عزرائیل با او مدارا می كند

ü       هنگام مردن به آسانى جان می دهد

ü       قبرش ‍ گشاده و نورانى می گردد

ü       در قیامت دشمنانش از وی  راضى می شوند

 

روش خواندن نماز

بهتر است که انسان در روز یكشنبه ابتدا غسل كند و وضو بگیرد.  سپس چهار رکعت به صورت دو نماز دو ركعتی بخواند که در هر ركعت بعد از حمد، قُلْ هُوَ اللّهُ اَحَدٌ سه مرتبه و مُعَوَّذَتَیْن (قل اعوذ برب الفلق و قل اعوذ برب الناس)یك مرتبه خوانده می شود.

پس از نماز استغفار كند و هفتاد مرتبه بگوید: اَستَغفِرُاللهَ رَبّی وَ اَتُوبُ اِلَیه.

آنگاه بگوید: لا حَوْلَ وَلا قُوَّةَ اِلاّ بِاللّهِ الْعَلىِّ الْعَظیمِ.

پس بگوید: یا عَزیزُ یا غَفّارُ اِغْفِرْ لِى ذُنُوبى وَذُنُوبَ جَمیعِ المُؤ مِنینَ وَالْمُؤ مِناتِ فَاِنَّهُ  لایَغْفِرُالذُّنُوبَ اِلاّ اَنْتَ.

همه را دعا کنید تا دعاهایتان مستجاب شود!



نوع مطلب : نماز،دعا و احکام عمومی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و اله الطاهرین

توصیه و فرمان امام جعفرصادق ـ علیه السلام ـ پیرامون خوبی ها و رمز به دست آوردن آنها

ـــــــــــــ تقدیم به موالیان حضرت ــــــــــــــ

به مناسبت سالروز شهادت آن امام مظلوم : شنبه 25 شوال، 1395/05/09

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

عَنْ أَبِى عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ ـ از امام جعفر صادق علیه السلام نقل است که فرمود:

الْمَكَارِمُ عَشْرٌ ـ مكارم ده چیز است ----------------- مکارم جمع مکرمه = خوبی، نیکی، بزرگواری

فَإِنِ اسْتَطَعْتَ أَنْ تَكُونَ فِیكَ فَلْتَكُنْ ـ پس اگر می توانى آن ها را داشته باشی حتماً اینگونه باش

فَإِنَّهَا تَكُونُ فِى الرَّجُلِ ـ زیرا گاهى در انسان (این ویژگی ها) وجود دارد

وَ لَا تَكُونُ فِى وَلَدِهِ ـ ولی در فرزندش نیست

وَ تَكُونُ فِى الْوَلَدِ ـ و گاهى در فرزند هست

وَ لَا تَكُونُ فِى أَبِیهِ ـ و اما در پدرش وجود ندارد

وَ تَكُونُ فِى الْعَبْدِ ـ و گاهى در برده هست

وَ لَا تَكُونُ فِى الْحُرِّ ـ ولی در شخص آزاد نیست

قِیلَ وَ مَا هُنَّ ـ گفته شد آن (10 ویژگی) چیست؟

قَالَ ـ فرمود:

صِدْقُ الْبَأْسِ ـ صداقت در توانمندی ----------------- صدق= موافقت کردن، روا داشتن / بأس = دلیری، توانایی، نیرومندی

وَ صِدْقُ اللِّسَانِ ـ و صداقت در گفتار----------------- راستگویی و اجتناب از دروغ

وَ أَدَاءُ الْأَمَانَةِ ـ و امانت داری ----------------- اداء = عمل کردن، اجرا کردن، انجام دادن، وفا کردن

وَ صِلَةُ الرَّحِمِ ـ و صله ی رحم ----------------- حفظ ارتباط و رفت و آمد با خویشان و احوالپرسی از آنان

وَ إِقْرَاءُ الضَّیْفِ ـ و پذیرائى از مهمان ----------------- إِقْرَاء = مهمانی خواستن، مهمان را اسکان دادن و پذیرایی کردن / ضَّیْفِ = مهمان

وَ إِطْعَامُ السَّائِلِ ـ و غذا دادن به نیازمند ----------------- سائل = کسی که غذا و نیاز خود را در خواست می کند

وَ الْمُكَافَأَةُ عَلَى الصَّنَائِعِ ـ جبران کردن نیكى ها ----------------- مُكَافَأَة = پاداش، پاسخی در خور و مناسب / صَنِیْعَه: ج صَنَائِع = احسان و نیكوئى

وَ التَّذَمُّمُ لِلْجَارِـ و مراعات حق همسایه ----------------- ذِمَام: ج أذِمَّة[ذمّ] = حرمت، آبرو، حق / تَّذَمُّمُ = آبروداری و حفظ حرمت و حق دیگران

وَ التَّذَمُّمُ لِلصَّاحِبِ ـ و مراعات حق دوست ----------------- صاحب = دوست، رفیق، همنشین و همراه

وَ رَأْسُهُنَّ الْحَیَاءُ ـ و در رأس همه ی این صفات، حیا و شرم است.

........................................................................................................... (اصول كافى ج 3 ص92)


توضیح برای خصلت حیاء :

اگر انسان حیا داشته باشد و در حضور مردم و در پیشگاه الهی از انجام کار زشت شرمسار شود، از تمام بدی ها و گناهان پرهیز می کند و به همه ی صفات و ویژگی هایی که با عنوان مكارم ده گانه سفارش شده است، آراسته می گردد. به دیگر عبارت، خصلت حیا بر تمام این مكارم برتری دارد و انسان با داشتن آن به سایر مکارم دست می یابد. از این رو امام صادق علیه السلام فرمود: وَ رَأْسُهُنَّ الْحَیَاءُ، یعنی رمز به دست آوردن این مکارم و ویژگی های اخلاقی پرهیز از گناهان است که با داشتن حیا و شرم حاصل می شود.


 ****** شادی ارواح مؤمنین و مؤمنات، آمرزش اموات، ترفیع درجات شهدا، برآورده شدن حاجات بر محمد و آل او صلوات ******



نوع مطلب : فرمایشات معصومین، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

فراز سوم از خطبه ی 16 نهج البلاغه

ـــــــ این فراز، از شگفتی های فصاحت و بلاغت کلام امیرالمؤمنین علیه السلام است . ــــــــ

شُغِلَ مَنِ الْجَنَّةُ وَالنّارُ اَمامَهُ ـ كسى كه بهشت و دوزخ را پیش رو دارد در تلاش است

سَاعٍ سَریعٌ نَجا ـ كوشنده ی باشتاب نجات می یابد

وَ طالِبٌ بَطىءٌ رَجا ـ و جوینده ی كند رو نیز امید وار است
وَ مُقَصِّرٌ فِى النّارِ هَوى ـ و کوتاهی کننده در آتش جهنم سرنگون می شود

اَلْیَمینُ وَالشِّمالُ مَضَلَّةٌ ـ راست و چپ گمراهى است

وَ الطَّریقُ الْوُسْطى هِىَ الْجادَّةُ ـ و راه میانه جاده ی اصلى الهی است
عَلَیْها باقِى الْكِتابِ ـ كتابِ خدا بر این روال است

وَ آثارُ النُبُوَّةِ ـ و آثار نبوت بر این شیوه است
وَ مِنْها مَنْفَذُ السُّنَّةِ ـ و گذرگاه سنت پیامبر از این راه است

وَ اِلَیْها مَصیرُ الْعاقِبَةِ ـ و بازگشت كار همه به آن جایگاه است

هَلَكَ مَنِ ادَّعى ـ ادعا کننده ی ناحق هلاك می شود
وَ خَابَ مَنِ افْتَرى ـ و دروغگو زیان می بیند

مَنْ اَبْدَى صَفْحَتَهُ لِلْحَقِّ هَلَكَ ـ آن كس که با حق در افتد هلاك می شود

وَ كَفى بِالْمَرْءِ جَهْلاً ـ و در نادانی انسان همین بس
اَنْ لایَعْرِفَ قَدْرَهُ ـ كه قدر خود را نشناسد

لَایَهْلِكُ عَلَى التَّقْوَى سِنْخُ اَصْلٍ ـ ریشه اى كه بر پایه ی تقوا بروید نابود نمی شود

وَلایَظْمَأُ عَلَیْها زَرْعُ قَوْمٍ ـ و زراعت قومى که با تقوا آبیاری شود هرگز تشنه نمی شود

فَاسْتَتِرُوا بِبُیُوتِكُمْ ـ پس (براى دورى از فتنه) درخانه ها بمانید

وَاَصْلِحُوا ذاتَ بَیْنِكُمْ ـ و امور بین خود را اصلاح كنید

وَالتَّوْبَةُ مِنْ وَرائِكُمْ ـ و راه توبه پیش روى شما و میسر است

وَلَا یَحْمَدْ حَامِدٌ اِلاّ رَبَّهُ ـ و نباید هیچ ستایشگرى جز خدا را بستاید

وَلایَلُمْ لائِمٌ اِلاّ نَفْسَهُ ـ و هیچ ملامتگرى جز خود را ملامت نکند.



نوع مطلب : انس با نهج البلاغه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
چهارشنبه 30 تیر 1395

      ای شهید ...

          ای شهید عزیز... تو! که هستی؟ ... با که بودی؟! با که نشستی و با که برخاستی و اینک به کدامین دیار سفرمی کنی؟! 

تو تا دیروز با ما بودی... مثل ما... همراه و همنشین ما! مگر نه؟! 

          پس چرا؟ چه شد؟ چه دیدی؟ چه شنیدی؟ چه کردی؟ که اینگونه ره یافتی؟

... و تو بربال سفید کدامین فرشته نشستی که این گونه شتاب گرفتی؟ تاختی و بی امان به سویش شتافتی!

... تو جریان خون کدامین«کشته‌ی فتاده به هامون»را در قلبت احساس کردی که آن را یارای تپش نبود؟

... تو اسمت را بر لوح کدامین پیامبر خواندی که بر براق اطمینان، گوی سبقت را ربودی و ماندن را شرمنده ساختی؟

... تو درچه کوثری وضو ساختی و به چه نمازی ایستادی و درآن نیازچه رازی را زمزمه کردی که همگان را نیازمند خود کردی؟

... تو به کدامین جلودار اقتدا کردی که ترنم زمزم عشقش، سرگشته‌ات کرد و مجنون وار و سراز پا نشناخته راهی سراپرده‌ی لیلی شدی؟

... توخدا را چگونه یافتی، چگونه شناختی وچگونه او را به تماشا نشستی که عاشقش شدی وعشق او را جزبا وصالش پاسخ ندادی؟

... تو چه کردی که اونیزعاشقت شد وازخاک وخاکیان تسبیح گوی، فقط تو را با اذن«فادخلی جنتی»به رضوان حضورپذیرفت؟

... توخود شبنم دیدگان بصیرت را نثار کدامین بذر مقدس نمودی که در بهار وصالت فقط لاله رویاندی؟

... تو آب دیده و خون دل را در کدامین بازار کالا به حراج فروختی که چنین مردانه نقد شهادت را مالک شدی؟

آری...

از شب حمله ات پیدا بودکه: شهیدی... یادت جاوید است و حماسه ات ماندگار.

... ما نام مقدس و یاد معطرت را بر سرخبرگ های گل هستی خواهیم نوشت

و نقش نگارینت را برسبزبرگ زندگی حک خواهیم کرد

و به استشمام و خواندن و دیدن و زیارت و استلامش مباهات می کنیم.

آری...

ما خاطره ی خطیرت را در لحظه لحظه ی عمرمان زنده نگاه خواهیم داشت تا آنگاه که یا در پیروی از تو و همسفرانت همرنگتان شویم! و یا درجرگه‌ی محبانتان با حسرت مقامتان به شما بپیوندیم.

... ما حماسه‌ی بزرگت را در کربلای ایران که نشأت گرفته ازکربلای سالارتان بوده، دردفتر روزگاران ثبت خواهیم کرد.

... ما شعر بلند شهادتت راخواهیم سرود و در«عاشوراء»که«کل یوم عاشوراء» برپیشانی خورشید خواهیم نوشت: 

که ای شهیدعزیز؛ قسم به خون پاکت ...راهت ادامه دارد ...



نوع مطلب : شهادت وشهدا، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

سیمای امام زمان (عج) در نهج البلاغه

1 ــــــــــــ خطبه ی 100 فراز آخر:

تداوم امامت تا ظهور امام زمان  ـ عجل  الله تعالی فرجه الشریف ـ ــــــــــــ

یادآوری: نقل شده است که حضرت امیرالمؤمنین  امام علی ـ علیه السلام ـ این خطبه را در جمعه ی سوم ایام خلافت خود در سال 35 هجری ایراد فرموده و در ابتدا به صفات الهی و ویژگی های پیامبر خدا ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ می پردازند، آنگاه به ظهور حضرت مهدی ـ عجل  الله تعالی فرجه الشریف ـ اشاره کرده و در پایان می فرمایند:

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

اَلَا اِنَّ مَثَلَ َآلِ مُحَمَّدٍ ـ آگاه باشید که مثل آل محمد ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ

کَمَثَلِ نُجُومِ السَّمَاءِ ـ همانند ستاره های آسمان است

نجم= ستاره

اِذا خَوَی نَجْمٌ ـ که اگر ستاره ای غروب کند

خَوَی = پنهان شدن و غروب ستاره

طَلَع نَجْم ٌـ ستاره ای دیگر طلوع خواهد کرد  

منظور آن است که تا هنگام ظهور چنین خواهد بود.

فَكَاَنَّكُمْ ـ پس گویا شما

قَد تَكامَلَتْ مِنَ اللّهِ فِیکُمُ الصَّنَائِعُ ـ همانا از طرف خدا در میان شما نعمت ها کامل شده است

صنائع: ج صناعات و صنایع = امکانات و نعمت ها / (حرفه، پیشه، هنر (الصَناعه = در امور مادی و الصِناعه = در امور معنوی)،

وَ اَراكُمْ مَاکُنتُم تَأمَلُونَ ـ و می بینم که شما را به آن چه آرزو مى كردید، رسانده است.

اَمَل = امید، آرزو داشتن

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


2 ــــــــــــ فراز دوم از خطبه ی 150:

ره آورد حکومت امام زمان  ـ عجل  الله تعالی فرجه الشریف ـ ــــــــــــ


اَلا وَ اِنَّ مَنْ اَدْرَکَهَا مِنّا ـ آگاه باشید همانا آن کس از ما که فتنه ها را در می یابد

ضمیر«ها» در کلمه ی «اَدْرَکَهَا» بر می گردد به سختی ها و فتنه هایی که در فراز قبلی تبیین شده است.

یَسْرِی فِیهَا بِسِرَاجٍ مُنِیرٍ ـ با چراغی روشنگر در آن گام می نهد

سِرَاج : ج سُرُج = چراغ

و یَحْذُو فِیهَا عَلَی مِثَالِ الصّالِحِینَ ـ و برهمان روش نیکوکاران رفتار می کند

حذ= عمل کردن، کارکردن، باشتاب کار کردن

منظور عمل کردن به روش و سیره ی پیامبر ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ و امامان معصوم ـ علیهم السلام ـ است.

لِیَحُلَّ فِیهَا رِبْقاً ـ تا گره ها را بگشاید

ربق = طناب پر گره / گره ها و درهم پیچیدگی های مادی و معنوی در جامعه

وَ یُعْتِقَ فِیهَا رِقّاً ـ و بردگان را آزاد می سازد

عِتْق = آزادى، رها شدن  / رِق = بردگی، بردگی پنهان و آشکار

وَ یَصْدَعُ شَعْباً ـ و جمعیتی را پراکنده می کند

صَدَعَ: صَدْعاً الشیءَ = جداشدن و پاره شدن/ صَدَعَ الْقَوْمَ = آن ها را پراكنده كرد

وَ یَشْعَبَ صَدْعاً ـ و جماعتی را متحد می کند

شَعْب: ج شُعُوب = مردم، گروه بزرگ، جمعیتی که پس از پراكندگى دور هم جمع شده اند

فِی سُتْرَةٍ عَنِ النّاسِ ـ در پنهانی از مردم به سر می برد

سَتَرَ : سَتْراً و سَتَراً الشیءَ : آن چیز را پنهان كرد، روى آن چیز را پوشانید

لایُبْصِرُ القَائِفُ اَثَرَهُ ـ آن چنان که جوینده نشانش را نمی یابد

قَائِف = کسی که آثار را پیگیرى كند و آن را بشناسد، نسب شناس

وَلَوْ تَابَعَ نَظَرَهُ ـ هرچند در پی او نظر بیندازد

تَابَع = تعقیب کردن، دنبال کردن، پیگیری کردن

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


3 ــــــــــــ فراز اول از خطبه ی 138:

در بیان ظهور امام زمان  ـ عجل  الله تعالی فرجه الشریف ـ ـــــــــــــ


یَعْطِفُ الْهَوَى عَلَى الْهُدَى ـ تمایلات نفسانی را به راه هدایت بر مى گرداند

عطف: میل، بازگرداندن

اِذَا عَطَفُوا الْهُدَى عَلَى الْهَوَى ـ آن زمان كه مردم مسیر هدایت را تابع هوای نفس قرار داده اند

وَ یَعْطِفُ الرَّأْىَ عَلَى الْقُرْآنِ ـ و رأى مردم را تابع قرآن مى كند

اِذا عَطَفُوا الْقُرْآنَ عَلَى الرَّأْىِ ـ آن وقتى كه قرآن را پیرو رأى خود كرده باشند

...

اَلا وَفِی غَدٍ ـ آگاه باشید در فردا

غد = فردا

وَ سَیَأْتِی غَدٌ بِما لا تَعْرِفُونَ ـ و فردایی خواهد آمد که شما هیچ شناختی از آن ندارید

س + یَأْتِی = خواهد آمد

یَأْخُذُ الْوالِی ـ والی و زمامداری حاکمیت پیدا می کند

اخَذَ = برگرفت، شروع كرد، مالك شد، مسلط شد، حاکم شد

 مِنْ غَیْرِها ـ از غیر آنان

«ضمیر ها» به زمامداران غاصب و حاکمان جور بر می گردد

منظور این است که والی برحقی خواهد آمد غیر از زمامدارانی که حکومت کرده و شما آنان را می شناسید

عُمّالَها عَلی مَساوِی اَعْمالِها ـ کارگزاران حکومت ها را بر اعمال بدشان کیفر خواهد داد

مَسَاوِی = عیب ها، بدی ها

 وخْرِجُ لَهُ الْاَرْضُ اَفالِیذَ کَبِدِها ـ و زمین گنجینه ی درونش را برای او بیرون می ریزد

فِلْذَة: ج اَفَلاذ و اَفَالِیذ: پاره ى جگر، قطعه ی طلا و ...  

 وَتُلْقِی اِلَیْهِ سِلْماً مَقالِیدَها ـ و کلیدهایش را به او می سپارد

مقالید جمع مقلاد= کلیدها، کلید خزانه / القى الیه مقالید الأمورِ = اختیار كارها و امور را به وى سپرد

فَیُرِیکُمْ کَیْفَ عَدْلُ السِّیرَةِ ـ پس او روش عادلانه ی حکومت را  به شما می نمایاند

 وَیُحْیِی مَیِّتَ الْکِتابِ وَالسُّنَّةِ ـ و قوانین متروك کتاب و سنت را زنده و اجرا خواهد کرد.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


4 ــــــــــــــــ حکمت 209:

خبر از ظهور امام زمان  ـ عجل  الله تعالی فرجه الشریف ـ ـــــــــــــــــ


لَتَعْطِفَنَّ الدُّنْیا عَلَیْنا بَعْدَ شِماسِها ـ دنیا بعد از سرپیچی و دشمنی، مهربانانه به ما روی خواهد کرد

شماس = سرپیچی و دشمنی

عَطْفَ الضَّرُوسِ عَلى وَلَدِها ـ مانند ماده شتری بدخو که به بچه ی خود مهربان می شود

ضروس = شتر ماده

ــــــــــ  وَ تَلا عَقیبَ ذلِكَ ـ و در ادامه تلاوت کرد: 

«وَنُرِیدُ أَن نَّمُنَّ عَلَى الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِینَ ـ و خواستیم بر كسانى كه در آن سرزمین فرو دست ‏شده بودند، منت نهیم و آنان را پیشوایان مردم گردانیم و ایشان را وارث زمین كنیم. (قصص /5)»

ـــــــــــــــــــــ در نهج البلاغه، مطالب دیگری پیرامون این موضوع نیز وجود دارد.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

معرفی کتاب: «منجی موعود از منظر نهج البلاغه»/ حسین ایرانی. ناشر چاپی: مسجد مقدّس جمکران / ناشر دیجیتالی: مرکز تحقیقات رایانه ای قائمیه اصفهان. در این کتاب نویسنده که خدایش رحمت کناد، پس از پاسخ به یک پرسش، ده گفتار را به رشته ی تحریر در آورده که با بیان فراز هایی از نهج البلاغه، به جایگاه امام زمان (عج) و شرایط و نتایج ظهور می پردازد.

ــــــــــــــــــــــــــ موفق و سربلند باشید.  ـــــــــــــــــــــــ



نوع مطلب : انس با نهج البلاغه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()


( کل صفحات : 21 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
script>document.getElementById('mihan_page_advert').style.display='none';