تبلیغات
سید هاشم رضوی (فاران) - مطالب انس با نهج البلاغه
 
سید هاشم رضوی (فاران)
خدایا چنان کن سرانجام کار/ تو خشنود باشی و ما رستگار
درباره وبلاگ


الحمدلله رب العالمین، الصلوة و السلام علی رسول الله و علی اله ال الله لاسیما بقیة الله

مدیر وبلاگ : سید هاشم رضوی
نویسندگان

به نام خدا

 متن وصیت و سفارش امیر المؤمنین ـ علیه السلام ـ 

                                                                            به امام حسن و امام حسین ـ علیهما السلام ـ

نامه ی 47 نهج البلاغه

توجه: وصیت امیرالمؤمنین ـ علیه السلام ـ در ماه رمضان سال40 هجری قمری، پس از ضربت خوردن صادر شده و همان طور که در متن فرمایش آن حضرت آمده، مخاطب این وصیت، فقط امام حسن و امام حسین ـ علیهما السلام ـ نیستند، بلکه همه ی امت اسلام و شیعیان و هر كه نامه ی امام به او برسد، در برابر این وصیت و دستورالعمل امام ـ علیه السلام ـ ، مسئول است. امام پدر امت است و سزاوار نیست فرزندان نسبت به وصیت پدر بی تفاوت باشند، پس بیایید برای رضای خدا، با دقت و برای درک معرفت و انجام وظیفه، به کلام مولا دل داده و در پی پذیرش و عمل به آن باشیم.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


اُوصِیكُمَا بِتَقْوَى اللَّهِ ـ شما دو نفر را به رعایت تقوا سفارش می كنم


وَ اَنْ لاتَبْغِیَا الدُّنْیا وَ اِنْ بَغَتْكُما ـ به دنیا را طلب نکنید اگر چه به شما روی آورد


وَ لا تَأْسَفا عَلى شَىْءٍ مِنْها زُوِىَ عَنْكُما ـ برای چیزی از دنیا که از دست شما می رود اندوهناک نشوید 


وَ قُولَا بِالْحَقِّ ـ حق بگویید


وَاعْمَلَا لِلْاَجْرِ ـ و براى پاداش آخرت كار كنید


وَ كُونَا لِلظَّالِمِ خَصْماً وَ لِلْمَظْلُومِ عَوْناً ـ و دشمن ستمگر و یار ستمدیده باشید


اُوصِیكُمَا ـ وصیت می کنم به شما دو نفر


وَ جَمِیعَ وَلَدِی ـ و به همه ی فرزندانم


وَ اَهْلِی ـ و به خانواده ام


وَ مَنْ بَلَغَهُ كِتَابِی ـ و به هركه نامه ام به او برسد


بِتَقْوَى اللَّهِ وَ نَظْمِ اَمْرِكُمْ ـ به رعایت تقوا و نظم و ترتیب در کارتان


وَ صَلَاحِ ذَاتِ بَیْنِكُمْ ـ و ایجاد صلح و آشتی در بین خودتان


فَاِنِّی سَمِعْتُ جَدَّكُمَا ـ صلى الله علیه وآله ـ یَقُولُ ـ همانا من از جدّ شما شنیدم که مى فرمود:


صَلَاحُ ذَاتِ الْبَیْنِ أَفْضَلُ مِنْ عَامَّةِ الصَّلَاةِ وَ الصِّیَامِ ـ صلح دادن بین مردم از یک سال نماز و روزه بهتر است


اَللّهَ اللّهَ فِى الاَیْتامِ ـ شما را به خدا در مورد یتیمان مراقب باشید 


فَلاتُغِبُّوا اَفْواهَهُمْ ـ مبادا گاهی سیر و زمانی گرسنه بمانند


وَ لا یَضیعُوا بِحَضْرَتِكُمْ ـ و با وجود شما حقوقشان ار بین برود


وَ اللّهَ اللّهَ فى جیرانِكُمْ ـ شما را به خدا، در باره ی همسایگانتان خدا را در نظر بگیرید


فَاِنَّهُمْ وَصِیَّةُ نَبِیِّكُمْ ـ همانا رعایت حال آنان سفارش پیامبر شماست


ما زالَ یُوصى بِهِمْ ـ سفارش در مورد آنان کمرنگ نشد


حَتّى ظَنَنّا اَنَّهُ سَیُوَرِّثُهُمْ ـ به طوری که ما گمان کردیم برای آنان ارثی معین خواهد کرد


وَاللَّهَ اللَّهَ فِی الْقُرْآنِ / شما را به خدا، در باره ی قرآن خدا را در نظر داشته باشید


لَا یَسْبِقُكُمْ بِالْعَمَلِ بِهِ غَیْرُكُمْ ـ مبادا دیگران در عمل به دستورات آن از شما سبقت بگیرند


وَاللَّهَ اللَّهَ فِی الصَّلَاةِ ـ شما را به خدا، در باره ی نماز، خدارادرنظر بگیرید


فَإِنَّهَا عَمُودُ دِینِكُمْ ـ همانا نمازستون دین شماست


وَاللَّهَ اللَّهَ فى بَیْتِ رَبِّكُمْ ـ شما را به خدا، در باره ی بیت الله الحرام، خدا را درنظر داشته باشید


لَا تُخَلُّوهُ ما بَقیتُمْ ـ تا هستید آن را رها نکنید


فَاِنَّهُ اِنْ تُرِكَ لَمْ تُناظَرُوا ـ به یقین اگر آن را ترک کنید هرگز مهلت نمی یابید


وَاللَّهَ اللَّهَ فِی الْجِهَادِ ـ شما را به خدا در باره ی جهاد و تلاش در راه خدا بکوشید


بِاَمْوَالِكُمْ ـ با دارایی ها یتان


وَ اَنْفُسِكُمْ ـ و با جانتان


وَ اَلْسِنَتِكُمْ ـ و با زبانتان


فِی سَبِیلِ اللَّهِ ـ همه در راه خدا باشد


وَ عَلَیْكُمْ بِالتَّوَاصُلِ وَ التَّبَاذُلِ ـ به هم پیوستن و بخشیدن یکدیگر وظیفه ی شماست 


وَ اِیَّاكُمْ وَ التَّدَابُرَ وَ التَّقَاطُعَ ـ مبادا از هم روی برگردانید و پیوند دوستی را قطع کنید


لَا تَتْرُكُوا الْاَمْرَ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّهْیَ عَنِ الْمُنْكَرِ ـ امر به معروف و نهى از منكر را رها نكنید


فَیُوَلَّى عَلَیْكُمْ اَشْرَارُكُمْ ـ افراد بد بر شما مسلّط می شوند


ثُمَّ تَدْعُونَ فَلَا یُسْتَجَابُ لَكُمْ ـ در آن صورت دعا مى كنید ولی مستجاب نمی شود


ثُمَّ قَالَ یا بَنى عَبْدِالْمُطَّلِبِ ـ سپس فرمود: اى فرزندان عبدالمطلب


لا اُلْفِیَنَّكُمْ تَخُوضُونَ دِماءَ الْمُسْلِمینَ خَوْضاً تَقُولُونَ ـ نیابم شما را كه به بهانه كشته شدن من در خون مسلمانان فرو افتید و بگویید:


قُتِلَ اَمیرُ الْمُؤْمِنینَ ـ امیر مؤمنان کشته شد


قُتِلَ اَمیرُ الْمُؤْمِنینَ ـ امیر مؤمنان کشته شد


اَلا لَا تَقْتُلُنَّ بِى اِلاّ قَاتِلى ـ آگاه باشید که به خاطر من کشته نمی شود مگر قاتلم


اُنْظُرُوا اِذا اَنَا مِتُّ ـ ملاحظه کنید هرگاه من از دنیا رفتم


مِنْ ضَرْبَتِهِ هذِهِ ـ در اثر این ضربتی که او زده است


فَاضْرِبُوهُ ضَرْبَةً بِضَرْبَة ـ در ازای ضربتش فقط یک ضربت به او بزنید


وَ لاتُمَثِّلُوا بِالرَّجُلِ ـ این مرد را مثله نکنید


فَاِنّى سَمِعْتُ رَسُولَ اللّهِ ـ صلى الله علیه وآله ـ یَقُولُ ـ که من از رسول خدا شنیدم که مى فرمود


اِیّاكُمْ وَ الْمُثْلَةَ وَ لَوْ بِالْكَلْبِ الْعَقُورِـ


از مُثله كردن بپرهیزید هرچند درباره ی سگی درنده باشد.


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ  پایان نامه ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ




نوع مطلب : انس با نهج البلاغه، حج تمتع 1396 کاروان 19331، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

باسمه تعالی

محفل انس با نهج البلاغه  (جمعه: 95/10/03)

خطبه ی 167 نهج البلاغه

این خطبه  اولین سخنرانی امیرالمؤمنین ـ علیه السلام ـ  است که در آغاز خلافت در مدینه ی منوره ایراد فرموده است.

 فراز اول


اِنَّ اللّهَ (سُبْحَانَهُ) اَنْزَلَ كِتاباً هادِیاً ـ خداوند سبحان كتابى هدایت كننده فرو فرستاد 

بَیَّنَ فیهِ الْخَیْرَ وَ الشَّرَّ ـ كه خوبی و بدی را در آن آشکارا بیان كرده است (بَیَّنَ: آشكار و روشن شدن، چیزی را توضیح دادن)

 فَخُذُوا نَهْجَ الْخَیْرِ تَهْتَدُوا ـ پس راه نیکی را در پیش گیرید تا هدایت شوید (نَهْجَ: راه آشكار و روشن)

وَاصْدِفُوا عَنْ سَمْتِ الشَّرِّ تَقْصِدُوا ـ و از گرایش به بدى روى گردان باشید تا به راه راست در آیید (صَدَفَ: صَدْفاً و صُدُوفاً: از آن چیز روی گردان شد و برگشت) / (سمت الشیءَ و سَمَتَ نحوَهُ: به سوى آن چیز رفت) / (قَصْد: راستى و درستی راه، طریقٌ قَصْدٌ: راه راست، طَرِیقٌ قَاصِدٌ: راه هموار).

الْفَرائِضَ الْفَرائِضَ ـ واجبات، واجبات (به واجبات دینی روی آورید و به آنها اهمیت بدهید)

اَدُّوها اِلَى اللّهِ ـ آنها را برای خدا به جاى آورید (اَدَی: به جا آوردن، انجام دادن)

تُؤَدِّكُمْ اِلَى الْجَنَّةِ ـ تا شما را به بهشت برساند

اِنَّ اللّهَ حَرَّمَ حَراماً غَیْرَ مَجْهُول ـ خداوند هر حرامی را که حرام کرده، ناشناخته و مجهول نیست

وَ اَحَلَّ حَلالاً غَیْرَ مَدْخُول ـ و هر حلالی را که حلال دانسته بی عیب است (اَلْمَدْخُول: لاغر، ناتوان، معیوب. نخلة مدخولة : نخل پوسیده و متعفّن)

وَ فَضَّلَ حُرْمَةَ الْمُسْلِمِ ـ و حرمت مسلمان را برترى بخشید

عَلَى الْحُرَمِ كُلِّهَا ـ بر تمام آنچه که داراى حرمت است

وَ شَدَّ بِالاِخْلاصِ وَالتَّوْحیدِ ـ و با اخلاص و توحید محكم ساخت (شَدَّ: نیرومند شد، مورد تأكید قرار داد، ایجاد كرد، قاطعیت به خرج داد)

حُقُوقَ الْمُسْلِمینَ فِى مَعَاقِدِهَا ـ حقوق مسلمانان را در جایگاه پیمان های استوار (مَعْقِد: ج مَعَاقِد[عقد]: جاى گره زدن، جای پیمان)

 

 فرازدوم

فَالْمُسْلِمُ مَنْ ـ پس مسلمان كسى است

سَلِمَ الْمُسْلِمُونَ مِنْ لِسانِهِ وَ یَدِهِ ـ که سایر مسلمانان از دست و زبانش سالم بمانند

اِلاّ بِالْحَقِّ ـ مگر برای حق

وَلا یَحِلُّ اَذَى الْمُسْلِمِ اِلاّ بِما یَجِبُ ـ و آزار مسلمان روا نیست مگر در آنچه واجب است (اذی: اذیت کردن، زیان رساندن، آسیب زدن)

بادِرُوا اَمْرَ الْعامَّةِ ـ  برای چیزى كه همگانى است چاره ای بیندیشید (بادَرَ: اقدام کردن، انجام دادن، پیشی گرفتن)

وَ خاصَّةَ اَحَدِكُمْ ـ و مخصوص هریك از شما نیز هست

وَ هُوَ الْمَوْتُ ـ و آن مرگ است

فَاِنَّ النّاسَ اَمامَكُمْ ـ  همانا مردم جلوتر از شما می روند (أَمَام: جلو یا روبرو)

وَ اِنَّ السّاعَةَ تَحْدُوكُمْ مِنْ خَلْفِكُمْ ـ  در حالی که قیامت شما را از پشت سر فرا مى خواند (حَدَا: حَدْواً و حِدَاءً و حُدَاءً: آواز خود را بلند كرد، صدا زد، فرا خواند) / (خلف: عقب، پشت، پشت سر)

تَخَفَّفُوا تَلْحَقُوا ـ سبكبار شوید تا به مقصد برسید (أَخَفَّ: إِخْفَافاً [ خفّ ]: سبك بار یا سبك بال شد)

فَاِنَّما یُنْتَظَرُ بِاَوَّلِكُمْ آخِرُكُمْ ـ كه رفتگان نخستین چشم به راه بازماندگانند

اِتَّقُوا اللّهَ فى عِبادِهِ وَ بِلادِهِ ـ در مورد بندگان خدا و شهرهایش تقوا پیشه كنید
فَاِنَّكُمْ مَسْئُولُونَ ـ زیرا شما مسئول و مورد بازخواست هستید

حَتّى عَنِ الْبِقاعِ وَ الْبَهائِمِ ـ حتى نسبت به سر زمین ها و چهارپایان (بُقْعَة: ج بِقَاع: قطعه اى زمین، سرزمین) (بَهِیمَة: ج بَهَائِم: چهار پایان، ستوران)

وَ اَطیعُوا اللّهَ ـ و خدا را اطاعت كنید

 وَ لا تَعْصُوهُ ـ و او را نافرمانى نکنید
وَ اِذا رَاَیْتُمُ الْخَیْرَ فَخُذُوا بِهِ ـ و هر گاه خوبی را مشاهده كردید آن را به دست آورید (اخذ بـ : ... را گرفت، ... را به چنگ انداخت، ... را به دست آورد)

وَ اِذا رَاَیْتُمُ الشَّرَّ فَاَعْرِضُوا عَنْهُ ـ و چون بدی را ببینید از آن روى برگردانید. (أَعْرَضَ: إعْرَاضاً [ عرض ] عنه: از او روى گردانید و پشت به وى كرد)

والسلام علیکم و رحمة الله



نوع مطلب : انس با نهج البلاغه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

محفل انس با نهج البلاغه  

( جمعه:  95/09/12 ـ 2 ربیع الاول 1438) / ـ  پیامبر اعظم (ص) در نهج البلاغه

ـــــــــــــــــــــــــ

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمدلله رب العالمین الصلوة و السلام علی رسول الله و علی اله ال الله

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


گزینشی از فرمایشات درر بار امیر ملک کلام حضرت امام علی بن ابی طالب علیه السلام

در باره ی شخصیت و جایگاه نبی مکرم اسلام حضرت محمد بن عبدالله صلی الله علیه و اله و سلم:

1 ـ خطبه ی 158 فراز 1:




نوع مطلب : انس با نهج البلاغه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمد لله رب العالمین الصلوة والسلام علی رسول الله و علی آله آل الله لا سیما علی بقیة الله

کلام امیرالمؤمنین امام علی ـ علیه السلام ـ در خطبه ی 76 نهج البلاغه

موضوع: ویژگی های آدم خوب / صفات انسان پرهیزگار : 

محفل انس با نهج البلاغه ـــــ زمان :  06/02/ 1395 مشهد مقدس .


رَحِمَ اللّهُ امْرَءاً سَمِعَ حُكْماً فَوَعَى وَ دُعِىَ اِلَى رَشادٍ فَدَنَا وَ اَخَذَ بِحُجْزَةِ هَادٍ فَنَجَا رَاقَبَ رَبَّهُ وَ خَافَ ذَنْبَهُ قَدَّمَ خَالِصاً وَ عَمِلَ صَالِحاً اِكْتَسَبَ مَذْخُوراً وَاجْتَنَبَ مَحْذُوراً رَمَى غَرَضاً وَ اَحْرَزَ عِوَضاً كَابَرَهَواهُ وَ كَذَّبَ مُناهُ جَعَلَ الصَّبْرَ مَطِیَّةَ َ نَجاتِهِ وَالتَّقْوَى عُدَّةَ وَفَاتِهِ رَكِبَ الطَّرِیقَةَ َالْغَرّاءَ وَ لَزِمَ الْمَحَجَّةَ َالْبَیْضاءَ اغْتَنَمَ الْمَهَلَ وَ بَادَرَ اْلاَجَلَ وَ تَزَوَّدَ مِنَ الْعَمَلِ.


ـــــــ ترجمه ی متن و معنی کلمات مهمتر ــــــــ

رَحِمَ اللّهُ امْرَءاً ـ خداوند رحمت كند کسى را                                 

              (أَمْرَأَ = کسی ، شخص)

 سَمِعَ حُكْماً فَوَعَى ـ كه چون حكمتى بشنود آن را فرا می گیرد                           

            (حکم = حکمت، سخن ارزنده، دستور الهی، فرمان بر حق)

(وَعَی / وَعْیاً الشیء = آن چیز را فرا گرفت، وَعَی الحدِیثَ = سخن را پذیرفت و حفظ كرد)

 وَ دُعِىَ اِلَى رَشادٍ فَدَنَا ـ چون به راه هدایت دعوت شود آن را می پذیرد

             (دُعِیَ = دعوت شد، دُعِیَ الى الاجتماع = براى حضور در انجمن دعوت شد) 

             (دَنَا : یَدْنُو ، دُنُوّاً للشی ء و منهُ و الیهِ = به آن چیز نزدیك شد)

             (رَشَدَ، رُشْداً و رَشَاداً : هدایت شد و راست و استوار گردید)

  وَ اَخَذَ بِحُجْزَةِ هَادٍ فَنَجَا ـ و دامن هدایت کننده را می گیرد و خود نجات می یابد 

نکته ی ادبی: «فوعی» و «فدنا» و «فنجا»

               (حُجْزَة : ج حُجَز و حُجُزَات = جاى بستن بند ازار و شلوار/ گرفتن کمر بند فرد به معنای دست به دامن شدن و رها نکردن)

رَاقَبَ رَبَّهُ ـ در پیشگاه پروردگارش مراقبت دارد

(راقَبَ : مُرَاقَبَةً [رقب] هُ = از او نگهبانى کرد / راقب اللّهَ فی امرِهِ = در كار خود از خدا ترسید) 

وَ خَافَ ذَنْبَهُ ـ و از گناه خود می ترسد 

نکته ی ادبی: «ربّهُ» و «ذنبهُ»           

قَدَّمَ خَالِصاً ـ خالصانه قدم بر می دارد (ابتدا اندیشه اش را خالص می کند تا بر آن اساس عمل نیکو انجام دهد).

               (قَدَّم = قدم بر داشت، پیش رفت، جلو انداخت، تقدیم كرد، مقدم شمرد)

وَ عَمِلَ صَالِحاً ـ و کار نیکو انجام می دهد (مقدمه ی عمل صالح، اندیشه و برنامه ریزی خلصانه است). 

نکته ی ادبی: «خالصاً» و «صالحاً »

اِكْتَسَبَ مَذْخُوراً ـ ذخیره ی سودمند فراهم می آورد

(ذَخَرَ : ذَخْراً الشی ءَ : آن چیز را براى وقت نیاز اندوخت / ذُخْر : ج أَذْخَار = اندوخته ، ذخیره)

وَاجْتَنَبَ مَحْذُوراً ـ و از حرام می پرهیزد 

 نکته ی ادبی: «مذخور» و «محذور»       

                   (محذور = خطر، مشكل: [حذر] = آنچه كه از آن بترسند)

رَمَى غَرَضاً ـ خواسته های دنیایی را فرو می افکند

                   (رَمَى : رَمْیاً و رِمَایَةً [ رمی ] الشی ءَ : آن چیز را افكند، پرتاب كرد)          

                  (غَرَض : ج اَغْراض = هدف معین، خواسته و نیاز)

وَ اَحْرَزَ عِوَضاً ـ و پاداش آخرت به دست می آورد (جای خالی خواسته های دنیایی را که به دور افکنده است با اعمالی که پاداش اخروی دارد پر می کند). 

نکته ی ادبی: «غَرَضاً» و «عِوَضاً»

                  (اَحْرَزَ ، احراز = به دست آوردن)         

                  (عِوَض = پاداش، چیزی برای جبران کردن، هزینه و خرج کسی را پرداختن)

كَابَرَ هَواهُ ـ با هواى نفسش مبارزه می كند                                                                                                  

                  (کابَرَهُ = با او دشمنی کرد)

وَ كَذَّبَ مُناهُ ـ و خواسته ی دل خود را تكذیب می کند

نکته ی ادبی: «هواهُ» و «مناهُ»

                  (مُنْیَة : ج مُنَى / مُنا = آرزو، آنچه كه مورد آرزو قرار می گیرد)

جَعَلَ الصَّبْرَ مَطِیَّةَ نَجاتِهِ ـ استقامت را مركب نجات خویش قرار می دهد

                  (المطیّة = چهارپای سواری، مرکب سواری)

وَالتَّقْوى عُدَّةَ وَفاتِهِ ـ و تقوا را ذخیره ی روز مرگش قرار می دهد 

 نکته ی ادبی: «نجاتهِ» و «وفاتهِ»

                  (العُدّة = آمادگی، مهیا شدن، آنچه برای روز مبادا ذخیره می کنند)

رَكِبَ الطَّرِیقَةَ الْغَرّاءَ ـ  راه روشن هدایت را می پیماید                                               

                  (الغرّاء : مؤنث الاَغَرّ = زیبا، نیکو، هر چیز سفید و روشن)        

                  (رَکِبَ رُکُوباً و مَرکَباً = سوار شد/ رَکِبَ الطّریق = از آن راه رفت)

وَ لَزِمَ الْمَحَجَّةَ الْبَیْضاءَ ـ  همرکاب راه روشن می شود

نکته ی ادبی: « الْغَرّاءَ» و « الْبَیْضاءَ»

                  (لَازمَهُ ، لِزاماً و ملازمة = ملازم او شد، همراه او شد)    

(مَحَجَة : مَحَجّة : ج مَحَاجّ [حجّ] : میان راه و خیابان « مَحَجَّةُ الصواب» راه راست)

اغْتَنَمَ الْمَهَلَ ـ مهلت زندگی را غنیمت می داند

                  (المَهَل : المَهْل = مهلت دادن)

وَ بَادَرَ اْلاَجَلَ ـ در مهلت و زمان عمر خویش اقدام می کند

                 (بادَرَ = اقدام كرد، مبادرت ورزید، دست به کاری زد)  

                 (الاجل = مدت، مهلت، فرصت، زمان، سررسید)

وَ تَزَوَّدَ مِنَ الْعَمَلِ ـ و از عمل خود زاد و توشه بر می دارد.

نکته ی ادبی: «المهل» و «الاجل» و «العمل»

                (زَاد = توشه ى سفر/ تَزَوَّدَ ، تَزَوُّداً = توشه بر گرفت)


                                   والسلام علی من اتبع الهدی                        



نوع مطلب : انس با نهج البلاغه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

فراز سوم از خطبه ی 16 نهج البلاغه

ـــــــ این فراز، از شگفتی های فصاحت و بلاغت کلام امیرالمؤمنین علیه السلام است . ــــــــ

شُغِلَ مَنِ الْجَنَّةُ وَالنّارُ اَمامَهُ ـ كسى كه بهشت و دوزخ را پیش رو دارد در تلاش است

سَاعٍ سَریعٌ نَجا ـ كوشنده ی باشتاب نجات می یابد

وَ طالِبٌ بَطىءٌ رَجا ـ و جوینده ی كند رو نیز امید وار است
وَ مُقَصِّرٌ فِى النّارِ هَوى ـ و کوتاهی کننده در آتش جهنم سرنگون می شود

اَلْیَمینُ وَالشِّمالُ مَضَلَّةٌ ـ راست و چپ گمراهى است

وَ الطَّریقُ الْوُسْطى هِىَ الْجادَّةُ ـ و راه میانه جاده ی اصلى الهی است
عَلَیْها باقِى الْكِتابِ ـ كتابِ خدا بر این روال است

وَ آثارُ النُبُوَّةِ ـ و آثار نبوت بر این شیوه است
وَ مِنْها مَنْفَذُ السُّنَّةِ ـ و گذرگاه سنت پیامبر از این راه است

وَ اِلَیْها مَصیرُ الْعاقِبَةِ ـ و بازگشت كار همه به آن جایگاه است

هَلَكَ مَنِ ادَّعى ـ ادعا کننده ی ناحق هلاك می شود
وَ خَابَ مَنِ افْتَرى ـ و دروغگو زیان می بیند

مَنْ اَبْدَى صَفْحَتَهُ لِلْحَقِّ هَلَكَ ـ آن كس که با حق در افتد هلاك می شود

وَ كَفى بِالْمَرْءِ جَهْلاً ـ و در نادانی انسان همین بس
اَنْ لایَعْرِفَ قَدْرَهُ ـ كه قدر خود را نشناسد

لَایَهْلِكُ عَلَى التَّقْوَى سِنْخُ اَصْلٍ ـ ریشه اى كه بر پایه ی تقوا بروید نابود نمی شود

وَلایَظْمَأُ عَلَیْها زَرْعُ قَوْمٍ ـ و زراعت قومى که با تقوا آبیاری شود هرگز تشنه نمی شود

فَاسْتَتِرُوا بِبُیُوتِكُمْ ـ پس (براى دورى از فتنه) درخانه ها بمانید

وَاَصْلِحُوا ذاتَ بَیْنِكُمْ ـ و امور بین خود را اصلاح كنید

وَالتَّوْبَةُ مِنْ وَرائِكُمْ ـ و راه توبه پیش روى شما و میسر است

وَلَا یَحْمَدْ حَامِدٌ اِلاّ رَبَّهُ ـ و نباید هیچ ستایشگرى جز خدا را بستاید

وَلایَلُمْ لائِمٌ اِلاّ نَفْسَهُ ـ و هیچ ملامتگرى جز خود را ملامت نکند.



نوع مطلب : انس با نهج البلاغه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

سیمای امام زمان (عج) در نهج البلاغه

1 ــــــــــــ خطبه ی 100 فراز آخر:

تداوم امامت تا ظهور امام زمان  ـ عجل  الله تعالی فرجه الشریف ـ ــــــــــــ

یادآوری: نقل شده است که حضرت امیرالمؤمنین  امام علی ـ علیه السلام ـ این خطبه را در جمعه ی سوم ایام خلافت خود در سال 35 هجری ایراد فرموده و در ابتدا به صفات الهی و ویژگی های پیامبر خدا ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ می پردازند، آنگاه به ظهور حضرت مهدی ـ عجل  الله تعالی فرجه الشریف ـ اشاره کرده و در پایان می فرمایند:

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

اَلَا اِنَّ مَثَلَ َآلِ مُحَمَّدٍ ـ آگاه باشید که مثل آل محمد ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ

کَمَثَلِ نُجُومِ السَّمَاءِ ـ همانند ستاره های آسمان است

نجم= ستاره

اِذا خَوَی نَجْمٌ ـ که اگر ستاره ای غروب کند

خَوَی = پنهان شدن و غروب ستاره

طَلَع نَجْم ٌـ ستاره ای دیگر طلوع خواهد کرد  

منظور آن است که تا هنگام ظهور چنین خواهد بود.

فَكَاَنَّكُمْ ـ پس گویا شما

قَد تَكامَلَتْ مِنَ اللّهِ فِیکُمُ الصَّنَائِعُ ـ همانا از طرف خدا در میان شما نعمت ها کامل شده است

صنائع: ج صناعات و صنایع = امکانات و نعمت ها / (حرفه، پیشه، هنر (الصَناعه = در امور مادی و الصِناعه = در امور معنوی)،

وَ اَراكُمْ مَاکُنتُم تَأمَلُونَ ـ و می بینم که شما را به آن چه آرزو مى كردید، رسانده است.

اَمَل = امید، آرزو داشتن

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


2 ــــــــــــ فراز دوم از خطبه ی 150:

ره آورد حکومت امام زمان  ـ عجل  الله تعالی فرجه الشریف ـ ــــــــــــ


اَلا وَ اِنَّ مَنْ اَدْرَکَهَا مِنّا ـ آگاه باشید همانا آن کس از ما که فتنه ها را در می یابد

ضمیر«ها» در کلمه ی «اَدْرَکَهَا» بر می گردد به سختی ها و فتنه هایی که در فراز قبلی تبیین شده است.

یَسْرِی فِیهَا بِسِرَاجٍ مُنِیرٍ ـ با چراغی روشنگر در آن گام می نهد

سِرَاج : ج سُرُج = چراغ

و یَحْذُو فِیهَا عَلَی مِثَالِ الصّالِحِینَ ـ و برهمان روش نیکوکاران رفتار می کند

حذ= عمل کردن، کارکردن، باشتاب کار کردن

منظور عمل کردن به روش و سیره ی پیامبر ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ و امامان معصوم ـ علیهم السلام ـ است.

لِیَحُلَّ فِیهَا رِبْقاً ـ تا گره ها را بگشاید

ربق = طناب پر گره / گره ها و درهم پیچیدگی های مادی و معنوی در جامعه

وَ یُعْتِقَ فِیهَا رِقّاً ـ و بردگان را آزاد می سازد

عِتْق = آزادى، رها شدن  / رِق = بردگی، بردگی پنهان و آشکار

وَ یَصْدَعُ شَعْباً ـ و جمعیتی را پراکنده می کند

صَدَعَ: صَدْعاً الشیءَ = جداشدن و پاره شدن/ صَدَعَ الْقَوْمَ = آن ها را پراكنده كرد

وَ یَشْعَبَ صَدْعاً ـ و جماعتی را متحد می کند

شَعْب: ج شُعُوب = مردم، گروه بزرگ، جمعیتی که پس از پراكندگى دور هم جمع شده اند

فِی سُتْرَةٍ عَنِ النّاسِ ـ در پنهانی از مردم به سر می برد

سَتَرَ : سَتْراً و سَتَراً الشیءَ : آن چیز را پنهان كرد، روى آن چیز را پوشانید

لایُبْصِرُ القَائِفُ اَثَرَهُ ـ آن چنان که جوینده نشانش را نمی یابد

قَائِف = کسی که آثار را پیگیرى كند و آن را بشناسد، نسب شناس

وَلَوْ تَابَعَ نَظَرَهُ ـ هرچند در پی او نظر بیندازد

تَابَع = تعقیب کردن، دنبال کردن، پیگیری کردن

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


3 ــــــــــــ فراز اول از خطبه ی 138:

در بیان ظهور امام زمان  ـ عجل  الله تعالی فرجه الشریف ـ ـــــــــــــ


یَعْطِفُ الْهَوَى عَلَى الْهُدَى ـ تمایلات نفسانی را به راه هدایت بر مى گرداند

عطف: میل، بازگرداندن

اِذَا عَطَفُوا الْهُدَى عَلَى الْهَوَى ـ آن زمان كه مردم مسیر هدایت را تابع هوای نفس قرار داده اند

وَ یَعْطِفُ الرَّأْىَ عَلَى الْقُرْآنِ ـ و رأى مردم را تابع قرآن مى كند

اِذا عَطَفُوا الْقُرْآنَ عَلَى الرَّأْىِ ـ آن وقتى كه قرآن را پیرو رأى خود كرده باشند

...

اَلا وَفِی غَدٍ ـ آگاه باشید در فردا

غد = فردا

وَ سَیَأْتِی غَدٌ بِما لا تَعْرِفُونَ ـ و فردایی خواهد آمد که شما هیچ شناختی از آن ندارید

س + یَأْتِی = خواهد آمد

یَأْخُذُ الْوالِی ـ والی و زمامداری حاکمیت پیدا می کند

اخَذَ = برگرفت، شروع كرد، مالك شد، مسلط شد، حاکم شد

 مِنْ غَیْرِها ـ از غیر آنان

«ضمیر ها» به زمامداران غاصب و حاکمان جور بر می گردد

منظور این است که والی برحقی خواهد آمد غیر از زمامدارانی که حکومت کرده و شما آنان را می شناسید

عُمّالَها عَلی مَساوِی اَعْمالِها ـ کارگزاران حکومت ها را بر اعمال بدشان کیفر خواهد داد

مَسَاوِی = عیب ها، بدی ها

 وخْرِجُ لَهُ الْاَرْضُ اَفالِیذَ کَبِدِها ـ و زمین گنجینه ی درونش را برای او بیرون می ریزد

فِلْذَة: ج اَفَلاذ و اَفَالِیذ: پاره ى جگر، قطعه ی طلا و ...  

 وَتُلْقِی اِلَیْهِ سِلْماً مَقالِیدَها ـ و کلیدهایش را به او می سپارد

مقالید جمع مقلاد= کلیدها، کلید خزانه / القى الیه مقالید الأمورِ = اختیار كارها و امور را به وى سپرد

فَیُرِیکُمْ کَیْفَ عَدْلُ السِّیرَةِ ـ پس او روش عادلانه ی حکومت را  به شما می نمایاند

 وَیُحْیِی مَیِّتَ الْکِتابِ وَالسُّنَّةِ ـ و قوانین متروك کتاب و سنت را زنده و اجرا خواهد کرد.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


4 ــــــــــــــــ حکمت 209:

خبر از ظهور امام زمان  ـ عجل  الله تعالی فرجه الشریف ـ ـــــــــــــــــ


لَتَعْطِفَنَّ الدُّنْیا عَلَیْنا بَعْدَ شِماسِها ـ دنیا بعد از سرپیچی و دشمنی، مهربانانه به ما روی خواهد کرد

شماس = سرپیچی و دشمنی

عَطْفَ الضَّرُوسِ عَلى وَلَدِها ـ مانند ماده شتری بدخو که به بچه ی خود مهربان می شود

ضروس = شتر ماده

ــــــــــ  وَ تَلا عَقیبَ ذلِكَ ـ و در ادامه تلاوت کرد: 

«وَنُرِیدُ أَن نَّمُنَّ عَلَى الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِینَ ـ و خواستیم بر كسانى كه در آن سرزمین فرو دست ‏شده بودند، منت نهیم و آنان را پیشوایان مردم گردانیم و ایشان را وارث زمین كنیم. (قصص /5)»

ـــــــــــــــــــــ در نهج البلاغه، مطالب دیگری پیرامون این موضوع نیز وجود دارد.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

معرفی کتاب: «منجی موعود از منظر نهج البلاغه»/ حسین ایرانی. ناشر چاپی: مسجد مقدّس جمکران / ناشر دیجیتالی: مرکز تحقیقات رایانه ای قائمیه اصفهان. در این کتاب نویسنده که خدایش رحمت کناد، پس از پاسخ به یک پرسش، ده گفتار را به رشته ی تحریر در آورده که با بیان فراز هایی از نهج البلاغه، به جایگاه امام زمان (عج) و شرایط و نتایج ظهور می پردازد.

ــــــــــــــــــــــــــ موفق و سربلند باشید.  ـــــــــــــــــــــــ



نوع مطلب : انس با نهج البلاغه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

خطبه ی 192 نهج البلاغه 

               (معروف به  خطبه ی قاصعه)                           

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمدلله رب العالمین الصلوة والسلام علی رسول الله و علی اله ال الله لا سیما علی بقیة الله


در تمام خطبه های نهج البلاغه، فقط چهار خطبه توسط سید شریف رضی نام گذاری شده است که عبارتند از:



نوع مطلب : انس با نهج البلاغه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

فرازی از خطبه ی 176

نهج البلاغه ی مرحوم محمد دشتی/ صفحه ی 328 / عبارت 13

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمدلله رب العالمین الصلوة والسلام علی رسول الله و علی آله آل الله لا سیما علی بقیة الله

...

الْعَمَلَ الْعَمَلَ ـ عمل، کارکردن

ثُمَّ النِّهایَةَ النِّهایَةَ ـ سپس عاقبت، آینده نگری

وَ الاِسْتِقامَةَ الاِسْتِقامَةَ ـ و پایدارى، استقامت              

ثُمَّ الصَّبْرَ الصَّبْرَ ـ آن گاه صبر، بردباری

وَ الْوَرَعَ الْوَرَعَ ـ پاكدامنى، اجتناب از گناه

اِنَّ لَكُمْ نِهایَةً ـ همانا برای شما سرانجامی است

فَانْتَهُوا اِلى نِهایَتِكُمْ ـ خود را به آن پایان برسانید

وَ اِنَّ لَكُمْ عَلَماً ـ و همانا برای شما پرچمی است

فَاهْتَدُوا بِعَلَمِكُمْ ـ پس با پرچم و نشانه ی خود هدایت جویید

وَ اِنَّ لِلْاِسْلامِ غایَةً ـ و همانا اسلام هدفى نهایی دارد

فَانْتَهُوا اِلى غایَتِهِ ـ به هدفش دسترسی پیدا کنید

وَ اخْرُجُوا اِلَى اللّهِ ـ و به سمت خدا به پا خیزید

بِمَا افْتَرَضَ عَلَیْكُمْ مِنْ حَقِّهِ ـ با انجام آن چه خداوند از حق خود بر شما واجب کرده است

وَ بَیَّنَ لَكُمْ مِنْ وَظائِفِهِ ـ و وظایفی را که براى شما بیان داشته است

اَنَا شاهِدٌ لَكُمْ ـ من شاهد شما هستم

وَ حَجیجٌ یَوْمَ الْقِیامَةِ عَنْكُمْ ـ و روز قیامت به نفع شما اقامه ی حجت مى كنم  

حجیج = کسی که با اظهار دلیل پیروز می شود

...

وَ اِنّى مُتَكَلِّمٌ ـ و همانا من سخن مى گویم

بِعِدَةِ اللّهِ وَ حُجَّتِهِ ـ از وعده ی خدا و حجت او

عِدَه = وعده، قرار

قالَ اللّهُ تَعالى:

«اِنَّ الَّذینَ قالُوا رَبُّنا اللّهُ ثُمَّ اسْتَقامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَیْهِمُ الْمَلائِكَةُ اَلاّ تَخافُوا وَ لاتَحْزَنُوا وَ اَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتى كُنتُمْ تُوعَدُونَ ـ در حقیقت كسانى كه گفتند پروردگار ما خداست‏، سپس ایستادگى كردند، فرشتگان بر آنان فرود مى‏آیند و مى‏گویند نترسید و غمگین نباشید و به بهشتى كه وعده یافته بودید شاد باشید». (فصلت/30)

وَ قَدْ قُلْتُمْ رَبُّنَا اللّهُ ـ شما گفتید پروردگار ما خداست

فَاسْتَقیمُوا عَلى كِتابِهِ ـ پس بر كتاب خدا استقامت ورزید

وَ عَلى مِنْهاجِ اَمْرِهِ ـ و بر ادامه ی راهی که فرمان داده

 مِنْهاج = راه روشن و آشكار

وَ عَلَى الطَّریقَةِ الصّالِحَةِ مِنْ عِبادَتِهِ ـ و در راه شایسته ی بندگی او               

ثُمَّ لاتَمْرُقُوا مِنْها ـ و از آن راه خارج نشوید

وَ لا تَبْتَدِعُوا فیها ـ و در آن راه بدعت نگذارید

بِدْعَه = هر كار تازه كه قبلا نبوده، بدعت گذارى در دین

وَ لا تُخالِفُوا عَنْها ـ و از آن سرپیچی نکنید

فَاِنَّ اَهْلَ الْمُرُوقِ ـ زیرا خارج شوندگان از دین

الْمُرُوقِ = گمراهی، خروج از دین

مُنْقَطَعٌ بِهِمْ ـ  دور افتاده و محروم خواهند شد

مُنْقَطَعٌ = بی نصیب، محروم

عِنْدَ اللّهِ یَوْمَ الْقِیامَةِ ـ از رحمت خدا در روز قیامت.

...

 



نوع مطلب : انس با نهج البلاغه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

 

نگاهی غمبار به خطبه ی 202 نهج البلاغه

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

  • نجوای امیرالمؤمنین ـ علیه السلام ـ با رسول خدا ـ  صلی الله علیه و اله ـ  هنگام دفن حضرت زهرا ـ سلام الله علیها ـ

ـــــ مقدمه / نهج البلاغه را بشناسیم! ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

حضرت امام خمینی (قدس سره الشریف):
این كتاب بزرگ (نهج البلاغه) را به جوامع بشری معرفی نموده و عرضه دارید كه این متاعی است كه مشتری آن انسان ها و مغزهای نورانی است.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

حضرت امام خامنه ای(مد ظله العالی):
نهج البلاغه با رتبه و پایه ی والایی که دارد در حقیقت یک استثناء است و باید به صورت یک گنجینه ی استثنایی با آن برخورد کرد.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

آیت الله شهید استاد مرتضی مطهری (طاب ثراه):

این مجموعه ی نفیس و زیبا به نام نهج البلاغه كه اكنون در دست ماست و روزگار از كهنه كردن آن ناتوان است و گذشت زمان و ظهور افكار و اندیشه‏های نوتر و روشن‏تر مرتباً بر ارزش آن افزوده است، منتخبی ازکلام امیرالمؤمنین امام علی ـ علیه السلام ـ  است.

 

ـــــ نامگذاری نهج البلاغه ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

استاد شهید مرتضی مطهری می نویسد:

سید رضی بیشتر از زاویه ی فصاحت و بلاغت و ادب به سخنان مولا‏ ‏نگریسته و کلماتی را که بیشتر جنبه ی بلاغت و برجستگی خاص داشته، گزینش کرده است. از این رو نام مجموعه ی منتخب خویش را « نهج البلاغه» نهاده است.

نهج: راه، شیوه / بلاغت: شیوایی: نهج البلاغه:  شیوه ی شیوایی

اما در ورای این معنای ظاهری، معنایی مهم دیگری نهفته است:

«نهج» در حقیقت راه روشن الهی است.

حضرت در خطبه ی 93 نهج البلاغه می فرمایند:

اِعْلَمُوا رَحِمَكُمُ اللّهُ عَلى اَعْلامٍ بَیِّنَةٍ، فَالطَّریقُ نَهْجٌ یَدْعُو اِلى دارِ السَّلامِ ...

خداوند شما را رحمت كند، آگاه باشید که باید بر اساس نشانه هاى روشن عمل كنید، راه خدا مستقیم و واضح است كه شما را به بهشت مى خواند...

«البلاغه» یعنی علاوه بر نشان دادن راه روشن الهی، انسان حق طلب را در رسیدن به حقیقت بندگی خدا راهنمایی و یاری می کند. دست او را می گیرد و به مقصد می رساند.

          بنا بر این: نهج البلاغه یعنی راه روشن رسیدن به خدا

ـــــ کتاب شریف نهج البلاغه شامل 3 بخش است:

خطبه ها، نامه ها و حکمت ها  ـــــــــــــــــ (سید رضی).

اما در مجموع، کلمات نورانی امیرالمؤمنین ـ علیه السلام ـ در نهج البلاغه عبارت است از:

خطبه‏ها ................. 241خطبه / در بعضی چاپها: 239 خطبه    

(علت اختلاف:خطبه ی53 و 153 در ادامه ی 52 و 152 آمده است).

تذکر: دعاها، وصیت ها و کلام ‏ها در بخش خطبه ها قرار دارد.

نامه ها ......................... 79 مورد

حکمت ها .....................480 مورد

و کلمات شگفتی آور: در بین حکمت260و261، فصلی است که در آن 9 جمله یا عبارت کوتاه و حکیمانه قراردارد که سیدرضی از آن ها به «فَصلٌ فِی غَرائبِ کَلامِهِ» تعبیر کرده است. تذکر: با این کلمات، تعداد حکمت ها: (489 = 9 +480)

 

متن خطبه ی 202  2

رُوِىَ عَنْهُ اَنَّهُ قالَهُ

عِندَ دَفنِ سَیّدةِ النِّساءِ فاطمةَ عَلَیهَا السّلام كَالْمُناجی بِهِ رَسُولَ اللّهِ صَلّى اللّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ عِنْدَ قَبْـرِهِ:

 

اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یا رَسُولَ اللّهِ

عَنّى وَ عَنِ ابْنَتِكَ

النّازِلَةِ فِى جِوارِكَ 

(نَزَلَ: نُزُولًا من علوٍّ الى اَسفل: فرود آمد)

وَالسَّرِیعَةِ اللَّحَاقِ بِكَ

قَلَّ یا رَسُولَ اللّهِ

عَنْ صَفِیَّتِكَ صَبْرى  

(صَفِیَه: «الصَّفِیّ» دوست با وفا ـ محبوبه)

وَ رَقَّ عَنْها تَجَلُّدِى

 (رَقَّ: رِقَّةً: نرم و نازك شد. این واژه ضد «غَلُظَ و ثَخُنَ» است)/ (تَجَلَّدَ: تَجَلُّداً: تحمّل صبر و شكیبائى كرد)

اِلاّ اَنَّ فِى التَّاَسِّى لِی بِعَظیمِ فُرْقَتِكَ

(تَأَسَّى، تَأَسِّیاً: بردبار شد و تسلّى یافت) (فِرَاق: جدا شدن)

وَ فَادِحِ مُصیبَتِكَ

(فادح: مصیبت سنگین وكمرشكن)

 مَوْضِعَ تَعَزٍّ                                          

فَلَقَدْ وَسَّدْتُكَ فى مَلْحُودَةِ قَبْرِكَ

(وَسَّدَ: تَوْسِیداً: بالش را زیر سر خود نهاد) (مَلْحُود: گور، لَحْد)

وَ فاضَتْ بَیْنَ نَحْرى وَ صَدْرى نَفْسُكَ

(فاضتْ نَفْسُهُ : روانش بیرون رفت)

فَاِنّا لِلّهِ وَ اِنّا اِلَیْهِ راجِعُونَ

فَلَقَدِ اسْتُرْجِعَتِ الْوَدیعَةُ          

وَ اُخِذَتِ الرَّهینَةُ                     

(رهینه: گرو، وثیقه)، (امانت گرفته شد، به صاحبش رسید)

اَمّا حُزْنى فَسَرْمَدٌ

 (سَرْمَد: پایدار ، همواره، همیشگی)

وَ اَمّا لَیْلِى فَمُسَهَّدٌ

  (تَسَهَّدَ: تَسَهُّداً: بیدار ماند، به خواب نرفت)

اِلى اَنْ یَخْتارَ اللّهُ لى

(تازمانى كه خدا براى من اختیار كند...)

دارَكَ الَّتى اَنْتَ بِها مُقیمٌ

وَ سَتُنَبِّئُكَ ابْنَتُكَ بِتَضافُرِ اُمَّتِكَ

(تَضافُر: دست به دست هم دادن، همدست شدن)

عَلى هَضْمِها (حَقِّهَا)

(هَضَم: پایمال كرد، نادیده گرفت، ضایع كرد، حقی را تضییع كرد)

فَاَحْفِهَا السُّؤالَ

وَ اسْتَخْبِرْهَا الْحَالَ

هذا وَ لَمْ یَطُلِ الْعَهْدُ

وَ لَمْ یَخْلُ مِنْكَ الذِّكْرُ

وَ السَّلامُ عَلَیْكُما

سَلامَ مُوَدِّعٍ لا قَالٍ وَ لا سَئِمٍ

(سَئِمَ الشیءَ و منه: از آن چیز ملول و خسته شد)

فَاِنْ اَنْصَرِفْ فَلا عَنْ مَلالَةٍ

وَ اِنْ اُقِمْ فَلا عَنْ سُوءِ ظَنٍّ

بِما وَعَدَ اللّهُ الصَّابِرینَ

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

ـــــــــــ پرسشی بسیار عجیب!!!

  • چرا حضرت زهرا ـ سلام الله علیها ـ طبق وصیت خودشان، در شب و به دور از چشم مردم به خاک سپرده شدند؟!

  • اگر حضرت زهرا ـ سلام الله علیها ـ  در روز و طی مراسمی با شکوه و در خور دخت نبی مکرم اسلام، با حضور مردم مدینه تشییع و خاکسپاری می شد، چه عیبی داشت؟

  • چرا حضرت امیرالمؤمنین ـ علیه السلام ـ بعد از دفن حضرت زهرا ـ سلام الله علیها ـ نظر به مخفی ماندن قبر آن حضرت داشتند؟

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ التماس دعا ـــ

 



نوع مطلب : انس با نهج البلاغه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمدلله رب العالمین والصلوة و السلام علی رسول الله و علی اله ال الله لاسیما علی بقیة الله

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

السَّلامُ عَلَیْكَ یَا أَمِینَ اللَّهِ فِی أَرْضِهِ وَ حُجَّتَهُ عَلَى عِبَادِهِ السَّلامُ عَلَیْكَ یَا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ

أَشْهَدُ أَنَّكَ جَاهَدْتَ فِی اللَّهِ حَقَّ جِهَادِهِ وَ عَمِلْتَ بِكِتَابِهِ وَ اتَّبَعْتَ سُنَنَ نَبِیِّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ الِهِ.

**********

دقت در سه مفهوم«حق جهاد»، «عمل به کتاب» و «تبعیت از سنت نبی» در زیارت امین الله مد نظر است. با نگاهی به انواع جهاد مانند: جهاد دفاعی، جهاد ابتدایی، جهاد اقتصادی، جهاد سیاسی، جهاد ملی، جهاد اجتماعی، جهاد «علمی و فرهنگی» در می یابیم که:

1ـ نهج البلاغه جهاد فرهنگی امیرالمؤمنین است که به راستی حق جهاد را ادا فرموده است.

2ـ نهج البلاغه خاستگاه جهاد فرهنگی و نقشه ی راه محبان و شیعیان امیرالمؤمنین (ع)است.

اما این جهاد باید با رویکردی خاص باشد چرا که در محضر امیرالمؤمنین عرضه می داریم:

أَشْهَدُ أَنَّكَ جَاهَدتَ فِی اللهِ حَقَّ جِهَادِهِ: اولاً در تعریف جهاد گفته شده است که: « جهاد به کار گرفتن تمامی توان با نهایت قدرت و با تحمل سختی ها در در راه رضای خداست». خدای رحیم در آیه ی نورانی 78سوره ی حج فرموده است: «وَ جَاهِدُوا فِی اللَّهِ حَقَّ جِهَادِهِ ...» اما این پرسش به جاست که به راستی حق جهاد چیست؟

حق جهاد مانند حق تقواست: چنانکه در تبیین مفهوم والای تقوا، ابتدا در آیه ی 16سوره ی تغابن فرموده است: «فَاتَّقُوا اللَّهَ مَا اسْتَطَعْتُمْ ...» ولی برای سطحی فراتر در آیه ی 102سوره ی آل عمران می فرماید: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ اتَّقُواْ اللّهَ حَقَّ تُقَاتِهِ ...» در نتیجه می توان چنین استفاده کرد که جهاد مانند تقوا می تواند یک وجه کمی داشته باشد که حد آن توان و شرایط مجاهد فی سبیل الله است. وجه دیگر کیفیت جهاد است که همان جهادی که در هر حد توان و وظیفه ی فرد است، باید خالصا لله و فقط برای رضای حضرت حق جل و علی باشد و این همان «حق جهاد» است.

در عبارت بعد چهره به چهره با امام متقیان، امیر ملک ولا می گوییم:

وَ عَمِلْتَ بِكِتَابِهِ: در این که امیرالمؤمنین ـ علیه السلام ـ در عمل کردن به قرآن پا به پای رسول خدا پیش رفته است، تردیدی نداریم چرا که حضرت ختمی مرتبت بارها فرمود: عَلِیٌّ مَعَ الْقُرْآنِ وَالْقُرْآنُ مَعَ عَلِیٍّ لَنْ یَتَفَرَّقَا حَتَّى یَرِدَا عَلَیَّ الْحَوْضَ. بنا براین تمامیت و کمال این جهاد فرهنگی همانند سایر گونه های جهاد، در انطباق با کتاب خدا و در حقیقت شرح و تفسیر وحی است. این امام ـ علیه السلام ـ است از کودکی در دامان پیامبر خدا پرورش یافت وحی و نزول آن را ادراک فرمود و علوم و حقایق قرآن را از زبان آورنده ی آن دریافت کرد.

اما در دیگر عبارت می خوانیم و بر معنایی که به آن دست یافته ایم گواهی می دهیم که:

وَ اتَّبَعْتَ سُنَنَ نَبِیِّهِ: در این مورد نیز باید گفت: چه در کلیت سیره ی امیرالمؤمنین ـ علیه السلام ـ و چه در حوزه ی کلام یعنی نهج البلاغه، همه ی آن تبیین، تبلیغ، ترویج و در حقیقت پیروی از راه و رسم رسول خداست. آن حضرت در خطبه ی نورانی قاصعه حدود این سنت گرایی را شرح داده و جایگاه خود نسبت به پیروی از پیامبر اعظم ـ صلی الله علیه و اله ـ را بیان فرموده است.

امام حسین(ع) در تبیین انواع جهاد که آن را 4 گونه می دانند، در گونه ی آخر می فرماید:

« ... وأمّا الجِهادُ الذی هُوَ سُنّةٌ فكُلُّ سُنّةٍ أقامَها الرَّجُلُ وجاهدَ فی إقامَتِها وبُلُوغِها وإحیائِها فَالعَمَلُ والسَّعْیُ فیها مِنْ أفضلِ الأَعْمال لِأنَّها إحیاءُ سُنَّةٍ وقَدْ قالَ رسولُ اللّه صلى الله علیه و آله: «مَنْ سَنَّ سُنَّةً حَسَنَهً فَلَهُ أجْرُها و أجْرُ مَنْ عَمِلَ بِها إلى یَوْمِ القِیامَةِ مِنْ غَیْرِ أن یَنْقُصَ مِنْ أجُورِهِم شَیْئا». چنین است که به خوبی در می یابیم، مجاهد اعظم و شخص اول این حوزه ی مقدس جهاد فرهنگی، یعنی پیروی از سنت رسول خدا، کسی نیست جز برادر و وصی و نفس آن حضرت، یعنی امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب ـ علیه السلام ـ .

 این است حقیقت نهج البلاغه و اما دوره ی کارگاه آشنایی با معارف و روش تدریس نهج البلاغه، در جوار مضجع نورانی حضرت ثامن الحجج علی بن موسی الرضا ـ علیه آلاف التحیة و الثناء ـ، گشایشی بود که آثار و برکات ارزشمندی را در بر داشت. برای تعیین و اقرار به ضرورت، اهمیت و توفیقات برگزاری این دوره، خوب است نهج البلاغه را به مثابه دریای پهناوری در نظر آوریم که در زیر آسمان ولایت، رنگ آسمانی به خود گرفته است. این دریا امواج ریز و درشتی دارد، در این دریای معنویت، سطح دریا، عمق میانی، ژرفای پیچیده، بستر گسترده، منافع بی شمار و ابتدا و انتهای آن که به حقیقت هستی پیوند خورده، قابل مطالعه و مداقه است.

مؤسسه ی نهج البلاغه ی تهران و دارالقرآن آستان قدس رضوی، برای فردی مثل من که در اتاقی در بسته و محدود ولی در ساحل این دریا قرار داشت، پنجره ای گشود که گستره ی دریا نمایان شد، نسیم روح افزایش احساس شد، شمیم ولایت به مشام رسید و فهمیدم که آن سوی این پنجره چه خبر است؟ و آفرین و حبذا که در حریم پاسبان ملائک سومین علی از آل نبی، این پنجره به آسمان نهج البلاغه ی علی گشوده شد.

این گونه بود که نسیم ولایت جاری شد،‌کبوتر ایمان اوج گرفت، یاد علی طنین انداز و نور خدا نازل شد، عقل از استواری اندیشه اش به تغزل آمد، خرد زانو زد، غزل از عشق عارفانه اش به نوا آمد، جان تسلیم شد؛ یعنی امیرالمؤمنین ـ علیه السلام ـ در نهج البلاغه به تجلی آمد.

پس باید به ساحل رفت، در حد توان ولی خالصانه به دریا زد و «آب دریا را اگر نتوان کشید/ هم به قدر تشنگی باید جشید.

نهج البلاغه، کلام امیر ملک کلام، هنر شرافتمندانه ی شریف رضی، مشهورترین و معروف ترین کتاب ارزشمند حدیثی شیعه، صحیح ترین کتاب روایی از نظرمضمون و محتوا، و در یک کلمه؛ اخُ القرآن است.

این جاست که در محضر امام رئوفمان، که همیشه نجوا کرده ایم: «اشهد انک تشهد مقامی، و تسمع کلامی و ترد سلامی»، چرا که محکم بر این عقیده ایم که ای امام عزیز؛ «انت حی عند ربک مرزوق» ... ابراز خوشوقتی می کنیم که مشهد مقدس به راستی پایتخت معنوی ایران اسلامی و آستان قدس به فرموده ی امام راحل عظیم الشأن ـ قدس سره الشریف ـ مرکز ایران است، پس آن چنان که در حوزه ی قرآن کریم موفقید که دارالقران و اداره ی علوم قرآنی رخ می نماید و تابش انوار وحیانی را به دور و نزدیک می تاباند، باید برای نهج البلاغه که برادر قرآن است، به همان دیده نگریسته شود و به نظر رسید که اگر در کنار دارالقرآن، دارالنهج علوی آستان قدس رضوی تأسیس شود، حق هر دو برادر به خوبی ادا شده است.

در پایان، با توجه به سالها تجربه ی آموزشی و فعالیت در مقاطع و دوره های مختلف آموزش و پرورش، به این واقعیت اذعان دارم که در برگزاری این دوره، کارهای زیادی انجام شد. ایده و فکر برگزاری دوره، برنامه ریزی آموزشی، هماهنگی های اجرایی، تعیین محل برگزاری، تعیین و دعوت، حمل و نقل و اسکان اساتید، نظم و انضباط آموزشی، منابع انسانی مختلف، تصویر برداری و گزارش های آموزشی، منابع و رسیدگی های مالی ، پذیرایی و ... عناوین این تلاش فرهنگی بوده است. بنا براین با تأسی به منش امام مهربانی ها حضرت ثامن الحجج ـ علیه السلام ـ که فرمود: «مَنْ لَمْ یَشْكُرِ الْمُنْعِمَ مِنَ الْمَخْلُوقِینَ لَمْ یَشْكُرِ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ» وظیفه دارم مراتب تقدیر و تشکر خود را نسبت به برادران و خواهران ایمانی تقدیم دارم. این بزرگواران عبارتند از:

  • استاد محترم جناب آقای محمد مهدی علیقلی

  • استادان و مدرسان محترمی که نامشان در گزارشات آموزشی آمده است.   

  • جناب آقای دکتر لسانی و همکارانشان شامل خانم ها: هاشمی، حسن زاده، ابراهیمی، مجیدی، کیانی، طالبی، مرتضوی، محقق، سیرجانی، گلی زاده و آقایان بحری، ناجی، ربانی، اکراد، ابراهیم زاده، موسوی و همچنین خادمان با اخلاص دارالقرآن که هریک در مسئولیت خود خوش درخشیدند.                          

                            وآخر دعوانا ان الحمد لله رب العالمین

                                                                                  والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته

                                                                                                                              سیدهاشم رضوی



نوع مطلب : انس با نهج البلاغه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

خطبه ی بدون «الف» امیر المؤمنین علیه السلام(2)

ادامه ی مطلب:


وَ حُمِلَ فَوقَ سَریرٍ، وَ صُلِّیَ عَلَیْهِ بِتَکْبِیرٍ، وَ نُقِلَ مِنْ دَوْرٍ مُزَخْرَفَةٍ، وَ قُصُورٍ مُشَیَّدَةٍ، وَ حَجُرٍ مُنَضَّدَةٍ، فَجُعِلَ فِی ضَرِیحٍ مَلْحُودَةٍ،

(سپس می بینی) بر تابوتی حمل می شود و با تکبیری بر او نماز می گزارند و از خانه های با شکوه و قصرهای بلند مرتبه و اتاق های مرتب، به گوری کنده شده منتقلش می کنند.




نوع مطلب : انس با نهج البلاغه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

خطبه ی بدون «الف» امیر المؤمنین علیه السلام(1)


باسمه تعالی

           علامه شیخ ابراهیم کفعمی از دانشمندان بزر گ شیعه در قرن نهم و دهم هجری است. او در کتاب معروف«المصباح»، از هشام بن سائب کلبی ـ که دانشمند مشهور شیعی، اهل کوفه و ساکن بغداد بوده و در سال 204هجری قمری درگذشته است ـ و او از ابی صالح این روایت را نقل کرده است.

ابی صالح از تابعان است که نام وی در بین کسانی مانند ابن ابی طلحه، قیس بن ربیع، ابن اسحاق، سدی کبیر، ابن جریج، ضحاک بن مزاحم، مقاتل بن سلیمان، عطیة بن سعد بن جناده ی کوفی، محمد بن سائب کلبی، به عنوان راویان مورد اعتماد مطرح و مورد احترام دانشمندان شیعه است.





نوع مطلب : انس با نهج البلاغه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()


محفل انس با نهج البلاغه                                    

               110حکمت منتخب همراه با تراکت های تبلیغی

سری دوم از 11 تا 20

ـــــــــــــــــــــــــــــــــ

1.       حکمت  44 : طُوبى لِمَنْ ذَكَرَ الْمَعادَ وَ عَمِلَ لِلْحِسابِ وَ قَنِعَ بِالْكَفافِ، وَ رَضِىَ عَنِ اللّهِ. خوشا به حال كسى كه به یاد معاد باشد، و براى روز حساب كار كند، و به اندازه ی رفع نیاز قناعت ورزد، و از خدا راضی باشد.

2.       حکمت 64 : اَهْلُ الدُّنْیا كَرَكْبٍ یُسارُ بِهِمْ وَ هُمْ نِیامٌ. اهل دنیا چون كاروانى هستند كه آنان را مى برند در حالى كه همه درخوابند.

3.      حکمت 32 : فاعِلُ الْخَیْرِ خَیْرٌ مِنْهُ، وَ فاعِلُ الشَّرِّ شَرٌّ مِنْهُ. شخص نیكوكار از نیكى بهتر و فرد بدكار از بدى بدتر است.

4.      حکمت 46 : سَیِّئَةٌ تَسُوءُكَ خَیْرٌ عِنْدَاللّهِ مِنْ حَسَنَة تُعْـجِبُـكَ. كار زشتى كه تو را برنجاند،  نزد خداوند  کارخوبی كه تو را دچار خودبینى کند بهتر است.

5.       حکمت 59 : مَنْ حَذَّرَكَ كَمَنْ بَشَّرَكَ. آن كه تو را از بدى بیم دهد؛ مانند كسى است كه به خوبى مژده می دهد.

6.      حکمت 66 : فَوْتُ الْحاجَةِاَهْوَنُ مِنْ طَلَبِها اِلى غَیْرِ اَهْلِها. از دست رفتن حاجت بهتر و آسانتراست تا درخواست کردن آن از نا اهل.

7.       حکمت 119 : مَثَلُ الدُّنْیا كَمَثَلِ الْحَیَّةِ لَیِّنٌ مَسُّها وَ السَّمُّ النّاقِعُ فى جَوْفِها یَهْوى اِلَیْهَا الْغِرُّ الْجاهِل. حکایت دنیا مانند مار است كه لمس کردن آن نرم ولی درونش زهر كشنده است. فریب خورده ی بی عقل به آن میل می كند.

8.      حکمت129: عِظَمُ الْخالِقِ عِنْدَكَ یُصَغِّرُ الْمَخْلُوقَ فى عَـیْـنَـیْـكَ.عظمت خالق هستى نزد تو، آفریده شده را در نظرت كوچك مى كند.

9.      حکمت134: لایَكُونُ الصَّدیقُ صَدیقاً حَتّى یَحْفَظَ اَخاهُ فى ثَلاث فى نَكْبَتِهِ وَ غَیْبَتِهِ وَ وَفاتِهِ. دوست، دوست نیست مگر این كه برادر دینى خود را در سه مورد مراعات کند: در گرفتاری و در پشت سر و بعد از مرگش.

10.   حکمت146: سُوسُوا اِیمانَكُمْ بِالصَّدَقَةِ وَ حَصِّنُوا اَمْوالَكُمْ بِالزَّكاةِ وَ ادْفَعُوا اَمْواجَ الْبَلاءِ بِالدُّعاءِ. ایمان خود را با صدقه پایدار و اموالتان را با زكات حفظ و امواج بلا را با دعا برطرف کنید.      

                                                   ادامه دارد


 




نوع مطلب : انس با نهج البلاغه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

باسمه تعالی


محفل انس با نهج البلاغه                                    


                                          110حکمت منتخب همراه با تراکت های تبلیغی

 


ــــــ  طرحی برای آشنایی و انس با نهج البلاغه در مساجد، مجالس و محافل مذهبی و ...  ـــــــ


ـــــــــــــــــ

توضیح:

         (یک حکمت بعد از نماز جماعت، یا در فرصت های دیگر قرائت و در مدت3 دقیقه توضیح داده می شود. اگر بعد از نماز نباشد، یا محفل و زمانی بیشتر در اختیار باشد، شرح مطلب مفصل تر ارائه خواهد شد. متن عربی حکمت و ترجمه ی آن در یک برگA4 به شکل تراکت تهیه شده که تعداد 8 تراکت همیشه در تابلو اعلانات نصب و در معرض دید علاقه مندان قرار می گیرد. هر20 حکمت در یک برگ A4 به صورت پشت و رو نیز تهیه و توزیع می شود تا مجموعه ی آن همیشه در دسترس دوستداران انس با کلام امیرالمؤمنین ـ علیه السلام ـ باشد.)


  1. حکمت 6: صَدْرُ الْعاقِلِ صُنْدُوقُ سِرِّهِ، وَ الْبَشاشَةُ حِبالَةُ الْمَوَدَّةِ، وَ الاِحْتِمالُ قَبْرُ الْعُیُـوبِ. سینه ی عاقل مخزن راز اوست، و گشاده رویى کمند محبت است،  و تحمل دیگران پوشاننده ی عیب هاست.

  2. حکمت60 :   اللِّسانُ سَبُعٌ، اِنْ خُلِّىَ عَنْهُ عَقَرَ . زبان درنده اى است، كه اگرآن را آزاد بگذارند، می درد.

  3. حکمت 70 :  لاَ یُرَى الْجاهِلُ اِلاّ مُفْرِطاً اَوْ مُفَرِّطاً . نادان دیده (شناخته)نشود مگر به افراط و تفریط.

  4. حکمت 71:  اِذا تَمَّ الْعَقْلُ نَقَصَ الْكلامُ.  چون عقل كامل گردد؛ سخن گفتن كم می شود.

  5. حکمت 65 : فَقْدُ الْاَحِبَّةِ غُرْبَةٌ. از دست رفتن دوستان، غربت است.

  6. حکمت 85 : مَنْ تَرَكَ قَوْلَ «لا اَدْرى» اُصیبَتْ مَـقـاتِـلُـهُ. كسی كه عبارت «نمى دانم» را کناربگذارد، تیر هلاكت بر مواضع مرگ آفرینش می نشیند.

  7. حکمت 81 : قِیمَةُ كُلِّ امْرِئٍ مّا یُحْسِنُهُ   ارزش هر انسان، كار نیکى است كه آن را نیكو انجام مى دهد.

  8. حکمت 117:  هَلَكَ فِىَّ رَجُلانِ: مُحِبٌّ غال وَ مُبْغِضٌ قال. دوگروه دررابطه با من هلاك شدند: عاشق غلوّكننده و دشمن متجاوز از حد.

  9. حکمت 132:  إِنَّ لِلَّهِ مَلَكاً یُنَادِى فِى كُلِّ یَوْمٍ: لِدُوا لِلْمَوْتِ وَ اجْمَعُوا لِلْفَنَاءِ وَ ابْنُوا لِلْخَرَابِ. همانا خدا فرشته ای دارد كه هر روز بانگ مى زند: بزایید براى مردن و فراهم آورید برای از بین رفتن و بسازید براى ویران شدن.

  10. حکمت: 149: هَلَكَ امْرُؤٌ لَمْ یَعْرِفْ قَدْرَهُ. كسى كه ارزش خود را نداند، نابود می شود.

                                                          ادامه دارد


 





نوع مطلب : انس با نهج البلاغه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
پنجشنبه 31 اردیبهشت 1394

4ـ1ـ وحدت بلاغی

مطالب نهج البلاغه در عین تنوع و تکثر موضوعی، دارای ثبات و وحدت بلاغی است. از دنیا و آخرت، از زهد و عبادت، از عشق و لذت، از حکومت و امور نظامی، از مبدأ و معاد، از آفرینش و موجودات، از علوم و فنون و خلاصه از هر موضوعی سخن به میان آمده که می تواند هر یک سبک خاص خود را داشته باشد. اما هنر امیر کلام این است که از نظر فصاحت و بلاغت و دانش سبک شناسی، دارای وحدت و یکپارچگی است.



نوع مطلب : انس با نهج البلاغه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()


( کل صفحات : 2 )    1   2   


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
script>document.getElementById('mihan_page_advert').style.display='none';